ما دیگر ایوب نیستیم...

     barf417.jpg

آن‌ اکسیر مقدس

طعمش‌ تلخ‌ بود. تلخی‌اش‌ را دوست‌ نداشتیم. نمی‌دانستیم‌ که‌ دواست. دوای‌ تلخ‌ترین‌ دردها. نمی‌دانستیم‌ معجون‌ است. معجونِ‌ انسان‌ شدن.گمش‌ کردیم. شیطان‌ از دستمان‌ دزدید. بی‌طاقت‌ شدیم‌ و ناآرام. دهانمان‌ بوی‌ شکایت‌ گرفت‌ و گلایه...‌و تازه‌ فهمیدیم‌ نام‌ آن‌ اکسیر مقدس، نام‌ آنچه‌ از دستش‌ دادیم، «صبر» بود.
***
دیگر عزم‌ آهنی‌ و طاقت‌ فولادی‌ نداریم، دیگر پای‌ ماندن‌ و شانه‌ سنگی‌ نداریم. انگار ما را از شیشه‌ و مه‌ ساخته‌اند. برای‌ شکستن‌مان‌ توفان‌ لازم‌ نیست. ما با هر نسیمی‌ هزار تکه‌ می‌شویم. ترک‌ می‌خوریم. می‌افتیم، می‌شکنیم، می‌ریزیم‌ و شیطان‌ همین‌ را می‌خواست.
خدایا، ما را ببخش، این‌ تعریف‌ انسان‌ نیست. ما دیگر ایوب‌ نیستیم.
از اینجا تا تو هزار راه‌ فاصله‌ است. ما اما چقدر بی‌حوصله‌ایم. ما پیش‌ از آنکه‌ راه‌ بیفتیم، خسته‌ایم. از ناهموار می‌ترسیم، از پست‌ و بلند می‌هراسیم، از هر چه‌ ناموافق‌ می‌گریزیم.
شانه‌هایمان‌ درد می‌کند، اندوه‌های‌ کوچکمان‌ را نمی‌توانیم‌ بر دوش‌ کشیم، ما زیر هر غصه‌ای‌ آوار می‌شویم، توی‌ سینه‌ ما جا برای‌ هیچ‌ غمی‌ نیست.
خدایا، ما را ببخش. این‌ تعریف‌ انسان‌ نیست، ما دیگر ایوب‌ نیستیم.
***
خدایا اما به‌ ما برگردان، آن‌ معجون‌ تلخ، آن‌ اکسیر مقدس، آن‌ صبر قشنگ‌ را.
 

 

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شنلگول

سلام.البته این اکسیر مقدس در همین دنیا یافت میشه[خنده][دست](رازش اینه که برای رسیدن به این اگاهی باید رنج کشید)راهش همین بود[تایید][تایید][تایید][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][دست][دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

شنلگول

سلام.البته این اکسیر مقدس در همین دنیا یافت میشه[خنده][دست](رازش اینه که برای رسیدن به این اگاهی باید رنج کشید)راهش همین بود[تایید][تایید][تایید][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][دست][دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

وثیق

شهرها می لرزند یاد ها می پوسند همه چی از یاد آدما می ره الا یادش که همیشه یادته.

سلام

چرا این قدر نا امیدانه..؟ اگر ما ایوب نیستیم و شیطان هم هنوز هست باز اونی که بودنش بسه...باهمون می مونه. اگر بودنش را سپاس گوییم و باشیم یا حتی هرگز نبینیمش...باز هستش.و چقدر شیرین و سخت.

وثیق

ما که روی یار دیدیم ای دریغ روی ماه اکنون برفته زیر میغ

مرغ سحر

سلام من با دو نفر از بچه های سایت اپرا (ممکنه بعدا بیشتر هم بشیم)تصمیم داریم یه سیر مطالعاتی رو (در مورد خداشناسی و سیره ی ائمه و جواب به بعضی مکاتب و اهل سنت )شروع کنیم. خوشحال می شیم شما هم به جمع ما بپیوندین و اگر کتاب خوبی در این زمینه می شناسین بهمون معرفی کنین. http://my.opera.com/morghesahar/blog منتظرم یا حق

خوشم امد به عنوان خبرنگار.حالا سلام

گارماسه

کاملا حقیقت داشت.