جریان شناسی عرفان و معنویت های نوین 1

 

خانه معجزات دروغین خراب است ...

 

1- دستی نوشت نام تو را ، نون والقلم ...

2- زندگی آدمیان از زمان آدم علیه السلام تا کنون همراه با معنا و معنویت بوده و در هیچ دوره ای نام خدا به فراموشی سپرده نشده است. گویی آدمی همیشه در پی خدایی بوده تا او را سجده کند و انگار برای فرزند آدم، دنیای بی خدا، چیزی کم داشته است.

3- هرچند همیشه یاد خدایی، برای فرزندان آدم مهم بوده است و در مطالعات انسان شناختی و جامعه شناختی دین، هیچ تمدنی بدون حضور خدایگان و الهگان، وجود نداشته، اما آنچه اهمیت دارد آن است که این الهگان گوناگون و رنگ و وارنگ، تاچه حد واقعیت بیرونی داشته اند و تا چه حد ساخته ذهن و خیال آدمیان بوده اند.

4- واقعیت آن است که انسان حتی زمانی که از خدای واقعی و پروردگارش دور شده، ولی باز هم جایگزینی برای او قرار داده تا نیاز فطری اش را جبران نماید. خدایانی که گاه از چوب و سنگ و گاه از مال و قدرت و شهوت و گاه از علم و مکاتب فلسفی و اجتماعی ساخته شدند. گویی آدمی برای رفع تشنگی اش به گندابی روی آورده که هر چه بیشتر از آن می نوشد، بیشتر تشنه می شود و رفع تشنگی نمی کند. و چه جای تعجب که فقط یک حقیقت زلال، عطش آدمی را پاسخگوست و هر آنچه جایگزین آن باشد، با هر عنوان و نامی، نمی تواند این نیاز را تامین نماید.

5- و خداوند رسولانی فرستاد از جنس آدمیان تا مُذکِر باشند و یاد آورنده، برای انسانی که شریک و جایگزین برای خدای واحد قرار داده، که فرمود : (انما انت مذّکر ، لست علیهم بمسیطیر)

6- بسیاری از بزرگان جامعه شناسی و روان شناسی و فلسفه، از قرن هجدهم تا کنون، بیان می داشته اند که دین و معناگرایی به تدریج با گسترش علم و تکنولوژی، از صحنه زندگی انسان حذف خواهد شد و روزگار، روزگار مرگ خدا و ادیان است، اما مگر تشنگی ذاتی آدمی را، خدایان علم و تکنولوژی و قدرت و برهنگی میتوانند سیراب کنند؟ به فرض که چند صباحی آدمی در غفلت بسر برد و از آب آلوده ای نوشد. مگر خورشید زیر ابر می ماند و جان شیفته آدمیان تاب دروغ و ریا را می آورد؟ پیش بینی علملی اعلام و اقطاب والای جامعه شناسی و روان شناسی و فلسفه، محقق که نشد هیچ، گرایش انسان به معنایابی و معنویت، تا جایی رسید که سرفصل عمده ای در جامعه شناسی دین تحت عنوان « جنبش های نو پدید دینی» مورد بررسی قرار گرفت.

7- و چه کند ماست بندی که ماستش ترش شده، الا اینکه آن را دوغ کند و به خلق الله بفروشد. تمدن غرب هنگامی که دریافت ماست مدرنیته اش ترشیده، و فرزند آدم یاد تشنگی اش افتاده، ماستش را دوغ کرد و نامش را عرفان و معنویت مدرن گذاشت تا در این بازار هم متاعی برای فروش داشته باشد. و چه عرفانی برای تمدن غرب،  بی خطر تر از عرفان های سرخپوستی و شرقی و هندی و ابداعات روان شناختی.

8- ما در عصر گرایش مجدّد آدمی به سوی معنا و معنویت سیر می کنیم و در این سوپر مارکت ادیان و عرفان، غرب بی متاع نیست. غربی که هیچ گاه در سابقه تمدنی و اندیشه ای اش، میانه ای با معنویت و عرفان و امر ماورایی نداشته و حتی دین داری اش را، قرین عقل معاش اندیش اش کرده بود، امروز خودش را صاحب سبک در عرفان میداند و صادرات عرفان می کند.

9- و خاک بر سر مردمانی که خودشان بر سر گنجینه عرفان و دین و معنا نشسته اند و تشنه بر سر ساحل در پی آب می دوند. آنهم آبی که رفع عطش نمی کند و تأثیرش جز برای اندک زمانی باقی نخواهد ماند و راه به جایی نخواهد برد..

9- در پی آن باش، که آنی دارد ...

10-آنچه در پی می آید، قسمت اول از مجموعه گفتارهایی ست که در موضوع جریان شناسی عرفان و معنویت به محضر نقاد و جستجوگرتان تقدیم می گردد .

 

در این مکاره بازار افسون

در این قحطی آیینه

ایمان من آفتاب است.

در این کهنه بازار غفلت

در این غربت ناتوانی

به درمان نومیدی خویش می نویسم:

بخوان با من ای جان جادویی من

بخوان:

خانه معجزات دروغین خراب است ...

 


/ 5 نظر / 26 بازدید
R-Kh

متن قشنگی بود. اما به نظرتون توی این آشوب بازار چنگ زدن به همین دین ها و آیین ها و عرفان های ساختگی که نشاندهنده فطرت هنوز بیدار انسان هاست بهتر از بی قید و بندی نیست؟!؟

محمد رحيمي

سلام من رحيمي ام وبلاگ نويس دكتر انوشه ،‌ ازتون شماره ي دكتر انوشه را نمي خوام چون نميديد و نبايد هم بديد ولي ازتون مي خوام من رو در جريان برنامه هاشون بزاريد تا تو وبلاگ خبرش رو بزارم . از اين كه به فكر اين دنيا هستيد ممنونم

اشنایی در این حوالی

سلام.من جزئ ادمهایی بودم تحت تاثیر مکتب اک{نیرو زندگی.روح مقدس }خوب مراقبه های زیادی میکردم.ومرتب ذکر میگفتم البته این رو هم بگم که من مسلمان هستم.کتابهای زیادی رو مطالعه میکردم از فلسفه گرفته تا صوفیسم و...نمیدونم چقدر شما با این مکاتب از نزدیک روبرو بودید و تحقیق میدانی کردیداما من خیلی موفق بودم تاثیرات زیادی گرفتم ولی یه مشگلی داشتم اونم ذکر گفتنش بود که احساس میکردم خدا نزدیک تر از هر ذکری هست برام.ناگفته نمونه من تقریبا تمام ادیان رو مطالعه کردم. نصیحتی دارم برای اونهایی که مثل من کنجکاو بودند{همین جوری سراغ هر عرفان یا مکتبی نرن که بعضی هاش واقعا خطرناکن}

رحیم

عزیز من وقتی اسم خودتو خرده جامعه شناس می ذاری باید حرفات با سند و مدرک همراه باشه.اظهار نظر غیر علمی کردی اشکال نداره ولی اسمشو نذار دل نگرانی های یه خرده جامعه شناس.

رحیم

در ضمن نظر من اینه که مردم به این علت جذب این عرفان ها می شن که از خروجی های عرفان خودمون راضی نیستن.