انسانها همه از تنهایی میترسند ... کمی در باب تنهایی انسان

 

دلتنگ غنچه ایم ، بگو راه باغ کو ؟؟

کمی در باب تنهایی انسان


گاهی چقدر انسانها تنها میشوند . چقدر تنها. هنگامی که میبینیم تنها شده ایم میترسیم.

 اصولا تنهایی چیست که آدمی از آن بیمناک است ؟ وچرا فرزندان آدم از آن میترسند؟  نمیدانم چرا .

از چه چیز تنها بودن میترسیم؟ از اینکه با خودمان، تنها روبرو شویم؟ از اینکه بی هیچکس شویم ؟

یا از اینکه در تنهاییمان، دلبستگی نداشته باشیم. نمیدانم . ولی اینقدر میدانم و حس کرده ام که فرزند آدم از تنها بودن میترسد.

 شاید دلیلش دلبسته بودن آدمیست . شاید به همین دلیل است که حتی آدم های تنها نیز برای خودشان همدم و مونسی می یابند تا با آن فراموش کنند تنهاییشان را .

من اما تا یادم می آید همیشه از تنها بودن و تنها ماندن واهمه داشته ام. فکر میکنم این خصلت آدمیست که به چیزی دل ببندد و روزگارش را با آن سپری کند و به محض انکه احساس کند دیگر چیزی برای دل سپردن به آن ندارد ، آن وقت است که غم تمام وجودش را میگیرد و میبیند که تنها شده است .

 این خصلت آدمی ست که از تنها بودن و تنها ماندن گریزان است و همه اشعار و موسیقی هایش را هم با این نوا کوک کرده است.

لطفا کمی به تنهایی فکر کنید ...

تنهایی بعضی ها اجباری ست و تنهایی بعضی ها اختیاری که ازش با تعبیر خلوت یاد میکنند.

بگذارید اصلا جور دیگری بگویم: آخرین باری که با خودت تنها بوده ای یا آخرین باری که با خدا ( فیبقی وجه ربک ) ( تنها کسی که پس از رفتن همه پیشت می ماند)  تنها بوده ای کی بوده است؟

گاهی که توی شلوغی آدم ها و کارها و عنوان ها با دنده پهار پیش میرم به خودم نهیب میزنم که :

 یادت باشد

 روزگاری میرسد که غیر از تو و خدایت کسی در خلوت اجباری تو پا نمیگذارد ...

 پس امروز مهیای خلوت و انس با او باش ...

 

مرگ هم عرصه ی بایسته ای از زندگی است

/ 7 نظر / 49 بازدید
این همه آدم مشغول با تنهایی نمیتونن که بسازن.

من فکر نمیکنم در این جامعه ی شلوغ با این مردم مشغول کسی هم پیدا بشود که بتواند در تنهاییش واقعا تنها باشد مگر زمانی که به نظرش جاده به آخر رسیده باشد! اصلا به نظرم سختی زندگی (شما بخون گردنه زندگی )به همین تنها بودنه .وقتی تو هر مرحله ای از زندگی حتی قبل از اینکه به اون زمان برسی از قبل برات برنامه چیدن که باید چکار کنی وقتی همیشه تو این دنیا مساله ای برای مشغول بودن هست چرا آدما باید تنها باشن ؟!معلومه که از تنهایی میترسن . خلوت داشتن (من جسارت گفتنش رو ندارم,بزرگان میگن که) بی تعلقی میخواد واقعا آدم بی تعلقی هم هست؟!من که از نزدیک ندیدم؟!شما دیدید؟

مهم نیست

گاهی وقتا ادم اینقدر خوب تنهایی رو لمس میکنه که میبینه تو این دنیا بین روح وجسمش فاصله زیادیه.تنهایی ترس نداره به مرور شیفته اش میشی.مطلب خوبی بود وخوشحالم که از تنهایی در اومدی

سعادت

فقر و عشق و تنهایی، سرمایه های جاودانی انسان اند. "شهید دکتر مصطفی چمران" . . تنهایی را دریابیم...

حمید یاوه گو

سوالت کلا مشکل داره! آخه من هر وقت تنها بودم خدایی رو پیدا نکردم.

سلام متنتون خیلی جالب بود .

تن های تنها!

فردا به امروز نزديك است.وامروز با آنچه در آن است ميگذرد،و فردا مي آيد و بدان ميرسد.گويي هر يك از شما در دل زمين به خانه مخصوص خود رسيده و در گودالي كه كنده اند آرميده ايد.وه!كه چه خانه تنهايي؟و چه منزل وحشتناكي؟و چه سياهچال غربتي ؟گويي هم اكنون بر صوراسرافيل دميدند و قيامت فرا رسيده و براي قضاوت وحسابرسي قيامت بيرون شده ايد،پندارهاي باطل دور گرديده،بهانه ها از ميان برخواسته ،وحقيقت ها براي شما آشكار شده وشما را به آنجا كه لازم بود كشانده اند.پس از عبرتها پند گيريد واز دگرگوني روزگار عبرت پذيريد واز هشدار دهندگان بهره مند گرديد.(نهج البلاغه خطبه 157)

سلام اقای سجاد زاده این ادرس وبلاگ ماست کار بچه های بسیج پیام نور اصفهان اگه دوست داشتید به ما لینک بدید http://shakhesnews.blogfa.com/