توضیحاتی در مورد پست ازدواج در دبیرستان

4994338-md.jpg

  

قایم باشک با کدام نسل؟؟

 توضیحاتی در مورد پست ازدواج در دبیرستان

 

سلام
درمورد پست قبلی خیلی از دوستان اظهار نظر و لطف کردن .
از همه متشکرم .البته ای کاش راهکار هایی را هم پیشنهاد میکردن . منتظر اهکارهای پیشنهادیتون هستم.
اما باید چند تا ایراد مطرح شده را توضیح بدم.


اول نقل واقعه ای که کردم در یکی از دبیرستانهای اصفهان بود که معاون مدرسه برام تعریف میکرد .( پست قسمت اول ) .جالبه بعدا با یکی از بچه های همون دبیرستان هم صحبت میکردم او هم به این ماجرای ( به بابام بگین من زن میخوام ) تاکید میکرد . خوشحالم که این نسل دارد متوجه میشود که در بعضی جا ها نباید تعارف کند . دارد راستگو میشود .با خودش تعارف نمیکند و سرخودش را شیره نمیمالد . البته بجز بخشی از این نسل که شاخصه اصلیشون سردر گمی است .


دوم  محمد عزیز گفته بود که این راهکار خیلی بلند مدته و عملی نیست .
من تاکید بر راهکار پیشنهادی خودم ندارم . اصل حرف من اینه که صورت مسئله را نادیده نگیرین . البته این را هم باید بگم که هر راهکاری که قرار باشد عملی شود اولا باید از طرف مردم و عرف جامعه پذیرفته شود و ثانیا بهر حال تغییر فرهنگی و فرهنگ سازی در یک دوره ۲۰-۱۰ ساله روی میدهد و گاهی بیشتر . باید امروز شروع کنیم .


سوم مرغ سحر عزیز هم گفته بود چون این سن هنوز ملاک های درست و واقعی ندارن ممکنه بعد از گذشت مدتی از انتخاب خودشون پشیمون بشن .
حرفت را قبول دارم . راستش خودمم به این مورد حواسم نبود. اما یه چیزی را بهش تاکید داشتم اونم وجود خانواده بود. و اینکه این رابطه تحت نظر خانواده ها بوجود میاد .
دارم روی این اشکال بیشتر فکر میکنم . خودتونم کمکم کنین.


چهارم خادم الرضای عزیز گفته بود : شاید تربیت مذهبی که بر پایه عفاف ورزیدن باشه به همراه مسئولیت پذیر تربیت کردن بچه ها از دوران کودکی بهتر باشه .
جوابم اینه که اولا همه افراد جامعه مذهبی نیستن که روی تربیت دینی تاکید کنیم . دوم اینکه ما امروز با نسلی روبروهستیم که از لحاظ نگاه به دین متفاوتند. همچنین اینکه امروز این نسل یا همه ویژگی هاش وجود داره .شاید باید در مورد تربیت دینی و مسئولیت پذیری برای نسل بعد کار کنیم از امروز ولی این نسل را با همین ویژگی هاش باید دید. در ضمن راهکارهای پیشنهادی من خارج از نگاه دین نبود . اقتباس از رویکرد دین به مقوله ازدواج بود .

پنجم   بارقه عزیز هم گفتن که این نسل تحت فشار خوب میشن .

بارقه جان ممکنه در مورد بعضی مسایل این فشار موثر باشه مثل کار یا مسایل اقتصادی اما در مورد مسایلی از این دست نتیجه معکوس میده . نتیجه اش میشه هرج و مرج جنسی . چیزی که ممکنه در اینده با ادامه این وضعیت موجود  بوجود بیاد. مثل وقتی کسی گرسنه باشه میگن سنگ هم میخوررررررررره 19.gif

درضمن جامعه دچار آشفتگی روحی و روانی میشه . 14.gif 

ششم  وثیق عزیز هم بنده را به عنوان امام جماعت محله شون قبول کردن 26.gif

بهر حال آنچه مد نظر من هست اینه که این نسل نیازمند ازدواج آسانتر و متناسب با نیاز هاو مقتضیات امروزش هست . نه روزگار پدر و مادرش.

او امروز با رسانه های دنیا کاملا آزاد روبروست و دنیا را آنطور که هست میبینه .

زندگی اجتماعی نسل امروز نه متناسب با نیازهاش هست نه متناسب با روزگاری که در اون زندگی میکنه و نه متناسب با دینش .

باید طرحی نو در انداخت . طرحی براساس نیازهای جوانی و روزگاری که در آن بسر میبرد و در چهارچوب دین الهی اسلام.

فراموش نکنیم صورت مسئله را پاک نکنیم .

این موضوع همچنان قابل بحثه و باید با کمک شما کامل بشه .

پست بعدی را در مورد یه موضوع کاملا متفاوت دارم کار میکنم . منتظر باشین .

 

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه دانشجو

سلام چيزهايی که به نظرم می رسه خلاصه می گويم: ۱- آيا دختران هم در سنين نوجوانی نياز به ازدواج دارند يا نه؟بهتر است در این مورد هم تحقیق کنید. ۲- دقت کنيم که معمولا ازدواج بين پسران با سن بالاتر و دختران با سن کمتر صورت می گيرد.چون دختران زودتر به بلوغ جسمی و عقلی می رسند.حالا اين پسران که نمی توانند با دختران کوچکتر از خود رابطه ای داشته باشند و در واقع دختران حاضر به اين کار نيستند.حتی اگر افراد همسن را درنظر بگيريم باز هم به نظر دختران اينها پسربچه اند. ۳- گفتيد که در اين سنين بيشتر نياز به محبت هست تا نياز جنسی پس اين نياز محبت از طرق ديگر می تواند تامين شود و نياز به ازدواجی باقی نميماند .به نظر کمی تضاد در حرفهايتان هست.اگر اين را هم قبول کنيم که نياز به محبت از طرف جنس مخالف است بايد دقت کرد که پس از رفع نیاز نمی تواند تداوم رابطه تا ازدواج را تضمين کند و دختران در اين زمينه آسيب بيشتری می بينند چه از لحاظ روحی و چه از طرف ديگران. راستی یه سوال ازتون کرده بودم در مورد مراکز ترک اعتیاد که هنوز جواب ندادید. متشکرم.موفق باشيد .

سيد محمد سجادزاده

يه دانشجوی عزيز سلام در مورد مرکز ترک اعتياد دارم ژيگيری ميکنم جای مطمئن و خوبی را پيدا کنم در مورد سوال دوم فکر ميکنم و جواب ميدم

مرغ سحر

سلام من از همه ی بازدیدکننده های وبم نظرسنجی کردم. اول به خاطر اینکه من واقعا جواب این سوالو نمی دونستم و برام جوابش مهم بود و بعد هم بفهمم افکار اون ها چه شکلیه موفق باشید و ممنون

بارقه

سلام معلومه که برآورد خودتون را نوشته هام نوشته بودید. گله من از اینه که اگر مطلبی را ناقص بنویسید و یا نقل قول نصفه نیمه کنید خیلی خیلی بدتر از اینه که از کسی نقل قول نکنید. به هر حال چه می شه کرد ما کشته رفاقتیم اونم از نوع اینترنتیش. ان شاءالله خدا هم به شما 10 تا قصر بهشتی با چند تا حور العین بده برادررررررررررر شوخی کردم. دعای خیر کرده بودید ما هم براتون دعا کردیم. راستی از شنگول و منگول و حبه انگور و قرارشون با گرگ ناقلا چه خبر؟؟؟ گرگه شنگول و منگول را خورد یا هنوز امیدی هست؟؟؟ شاد و سرزنده باشید یا علی

مرغ سحر

هو من کم نيووردم درسام سنگينه تا حالاشم خودمو بدبخت کردم

مرغ سحر

جواب دوميشو بعدا می گم الان وقت ندارم.

مرغ سحر

الله سلام بر شما راستش وقتی از خيليا نظرسنجی کردم احساس می کردم واقعا خيليا فکر نمی کنن و انگيزه ی خيلی محکمی ندارن و درس می خونن۱ خيليا برای اينکه کار کنن .... حتی کسانی که اصلا فکرشم نمی کردم. نمی گم کار کردن هدف نيست ولی ارزش علم چی می شه؟! علم هم باعث می شه وقتی به چيزای پيچيده برسی ياد خدا بيافتی و از زيبايی ها وقعا لذت ببری و هم ذهن آدم ورزده می شه و فکر کردن رو ياد می گيری و اين باعث می شه راه رو از چاه بهتر تشخيص بد و حقايق رو راحت تر درک کنی.گسی که به دنبال علم هست چشم حقيقت بينی داره و اگر دنبال حقيقت باشه چون عقلش می رسه کمتر حقيقت رو انکار می کنه در نتيجه بهتر زندگی می کنه.در ضمن آدم خوبه که از نعمت هايی که خدا بهش داده حداکثر استفاده رو ببره و اين درست عين اينه که کسی به تو هديه ای می ده و دوست نداره تو با بی ميلی با هديه اش رفتار کنی و دوست داره که اونو استفاده کنی. يه هدف ديگه هم استراتژی جذب مردم جهان به طرف اسلامه(که اگه فرض بگيريم که اسلام درست ترين روش زندگيه) اگر مسلمونا تو علم اول باشن چون اين روزا طرفداران علم زيادن خود به خود به سمت اسلام جذب می شن.

مرغ سحر

در ضمن من با آزادی عقايد مخالف نيستم اسلام که زوری نمی شه هر کس حق داره خودش راهشو انتخاب کنه . بحث من راجع به يه سرزمين آرمانيه که همه در بهتر بودن به هم کمک می کنن نه اينکه بر خلافش!