دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

هالیوود در ایران پایگاه دارد..
ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٧   کلمات کلیدی: دشمن شناسی ،نفاق ،سازمان مجاهدین خلق ،تاریخ سیاسی ایران

 

اندکی در باب نفوذ، نفاق و ریا در ساختار مدیریتی مان

برادران عزیز منافق مان، هنوز در بین مان نشسته اند

 

گاهی خیال میکنم دچار بیماری فراموشی مزمن هستیم.

چیزی شبیه به آلزایمر.

آلزایمری تاریخی - سیاسی - فرهنگی.

بگذارید بدون مقدمه چینی های مرسوم بروم سراغ اصل قصه.

چرا فکر میکنیم منافقین تمام شدند؟ اعضای سازمان مجاهدین فقط همان هایی بودند که در پادگان اشرف حضور داشتند؟ چرا تصور میکنیم بینمان نفوذی نداریم؟ باید چند هزار بار دیگر ازین سوراخ گزیده شویم؟

روزهای اولیه پیروزی انقلاب، سازمان مجاهدین خلق (همان منافقین خودمان) طی یک جمع بندی داخلی به این نتیجه رسید که باید نیروهای حامی خودش را در سازمان ها و بخش های حیاتی نظام آینده بنشاند تا در روزهای خوف و خطر از آب نمک درشان بیاورد و خرج کارهای بزرگشان کند.

نمونه های تاریخی اش تا دلتان بخواهد موجود است. یکی یکی رو شدند.

از کسانی می شود نام برد که هیچ کس به سلامت نفسشان شک نداشت.

از کسانی که در جایی نشسته بودند که بنده و شمای انقلابی را هم راه نمی دادند.

تا دلتان بخواهد سازمان نیرو در میانمان کاشته است. فقط کم کم رو می شوند.

یکی شان همان عامل ترور رییس جمهور و نخست وزیر مملکت، رجایی و باهنر. همان مسعود کشمیری که عامل بمب گذاری دفتر رییس جمهور بود ولی تا یک هفته مردم نام او را در کنار شهدای دفتر رجایی می شنیدند، در حالی که زنده بود و به همت جمعی از هم قطاران سازمانی نفوذی اش در حفاظت نخست وزیری، فرار کرد.

اینکه چرا بهزاد نبوی و دوستانش مانند خسرو تهرانی و دیگران تمام اسناد منزل کشمیری را ضبط کردند ولی هیچگاه به هیچ مقام ارشد امنیتی جهت بررسی تحویل ندادند، بماند.

جایگاه بهزاد نبوی در این ترور و رابطه او با مسعود کشمیری را فقط خدای عادل منصف می داند ولاغیر.

بماند.

جالب اینکه همین آقا مسعود کشمیری تروریست، با ظاهری کاملا اسلامی و انقلابی، دل بسیاری از مبارزین واقعی انقلاب را بدست می آورد.

جایی به نقل از مرحوم شهید بهشتی شنیدم که ایشان درباره نافله ها و تهجد و مراقبه های کشمیری، به ستایش صحبت کرده بودند.

بله... نفاق همین است. شاخ و دم هم ندارد.

برادر منافق متهجد نافله خوانمان، منتظر رمز عملیاتش بوده تا زحمتی که سازمان مجاهدین برای حضورش در این پست حساس مملکتی کشیده شده بود، بی فایده نماند. وقتش برسد، دکمه انفجار را بفشارد و تمام.

ای کاش باورمان می آمد که منافق چیزیست شبیه خودمان، با اداهای روزمره مردم پسند، آشنا به تمام اسرار دلبری از مسولین و مدیران ارشد و میانی.

برادر گرامی، منافق و نفوذی ردی از خودش به جا نمی گذارد تا به او شک نکنی. که اگر بگذارد که دیگر اسمش نفوذی نیست. ستون پنجم نیست. عامل مخفی نیست.

ستون پنجم دشمن، نفاقش را که اظهر من الشمس جار نمیزند. بعد از خرابکاری اش تازه می فهمی ... ای داد بیداد... همان برادر فلان که آنهمه ناز بود.... عجب... پس او هم نفوذی بود.... سبحان الله....

نمونه دیگرش، همین عامل ترور رهبر عزیز انقلاب در سال 60 که آنروزها نماینده امام بودند و امام جمعه تهران.

عامل ترور که بود؟

معرفی کنم تا بیشتر بشناسیدش که البته هنوز هم زنده است و به لطف دوستان همچنان نفوذی اش نفس میکشد.

جواد قدیری، شوهر خواهر نازنین همین محمد عطریان فر خودمان. معروف به محمد چریک.

البته امروز آقای عطریان فر خیلی یادشان نمی آید شوهر خواهرشان را و هم خواهر مجاهد فراریشان را. امروز ایشان بیشتر در دفتر شیخ عبدالله نوری و دیگران رفت و آمد دارند و به بیزینس می پردازند و دورادور به کار سیاست سرک می کشند. بیشتر به راه اندازی مجله و ماه نامه و روزنامه علاقه پیدا کرده اند.

گاه گاهی نامی ازو می شنیدیم که مثلا در زمان تصدی روزنامه همشهری در دوران اصلاحات، به همراه خانم کاملیا انتخابی فر که او نیز فرار کرد، با جرج سوروس دیدارهایی داشته اند و مابقی قضایا...

البته حضور بی سروصدا و کم حاشیه او در سیاست بالاخره به پایان رسید و ایشان باید دکمه انفجار عملیات فرهنگی سیاسی شان را نیز فشار می دادند.

وقایع سال 88 برای عده ای از برادران منافق و نفوذی عزیز سال دشواری بود. از سویی هم فرصت مناسبی بود برای خرد کردن دنده های انقلاب، و هم البته وقت بیرون آمدن از لاک ظاهر الصلاحشان بود و این البته کمی سخت بود.

نمی دانم دیدید دفاعیات عطریان فر در دادگاه را یا نه؟

چنان خطابه قرایی در دفاع از ولایت فقیه خواند که هیچیک از حامیان ولایت چنان نگفته بودند. کسی نبود به او بگوید: برادر منافق، حداقل حرمت شعور هم حزبی هایت را نگه میداشتی. اگر به آنچه در دفاعیه ات اعتقاد داشتی، پس حضورت در صف اول برنامه ریزی آشوب ها و براندازی چه معنی داشت؟

عطریان فر دیروز که خواهر و شوهر خواهر تروریستش را فراری داد با عطریان فر امروز فرق ندارد. او همان است.

باز هم بماند.

امروز اما کم نیستند همین دوستان منافق گرامی که در جای جای رده های میانی مدیریتی نظام گوش به زنگ نشسته اند تا وقتش برسد. چون معمولا در گزینش رده های عالی مدیریت نظام حساسیت های شدیدی وجود دارد، لاجرم در رده های میانی که فاقد این حساسیت امنیتی است، تجمع برادران نفوذی فراوان است.

یکی در قامت مدیری اقتصادی نشسته و اخلال می کند، آن دیگری در قامت مدیری شهری، آن دیگری سیاسی است و دیگری فرهنگی و حتی گاه، مدیری است امنیتی.

مانند همان جواد قدیری، عامل ترور آیت الله خامنه ای ، که به کمک دوستانش پس از انقلاب در اطلاعات ارتش خزید، و بسیاری از اطلاعات ارتش را خارج نمود.

صحبت از دیروز نیست، امروز همان دیروز است، فقط کمی شکلش عوض شده. والبته ما هم آلزایمر گرفته ایم. انگار به مرض فراموشی مبتلا شدیم.

بگذار فقط اشاره ای برای امروزمان کنم.

سینما و هنر ایران جای خوبی برای مخفی شدن است. مثل اقتصاد. فقط کافی است مزاج مدیران بالاسری را بشناسی، کار تمام است.

برای گواهی تاریخ می آورم و خدای ناکرده قصد تهمت به فرد خاصی را ندارم. که البته اگر لازم باشد می توان شواهدش را نیز ارایه نمود.

 

خدا رحمت کند سید روح الله خمینی را که دستمان کلید داد تا افراد را بشناسیم. میزان پایبندی مدیران به اخلاق و اصول انقلاب را بسنجیم و در یک کلام، ملاک را ، حال افراد بدانیم نه گذشته شان.

 

پانوشت:

1- کم نیستند مدیران با اخلاق و دلسوز و آگاه جمهوری اسلامی که برای خدا و مردم شب و روز نمی شناسند.از مرز اخلاق و انصاف خارج نشدند. دل در گرو مهر مردم داشته اند. راستی برایشان از هرچیز دیگر گرانبهاتر است. در چهارچوب کلامم ، برایشان قدری است بی منتها. تنها خدای عادل منصف اجر زحماتشان را می شناسد و لا غیر.

2- برادر عزیز، از فردا راه نیفتید و یقه این و آن را بگیرید که فلانی هم منافق است. خوشبختانه یا متاسفانه دستگاه منافق یاب هنوز اختراع نشده است.

کلید شناخت نفوذی را در کلام امام راهتان بیابید. امیر مومنان در نهج البلاغه ملاک دوست و دشمن را می گویند. بصیرت خریدنی نیست. کشف کردنی ست.

3- ریشه نفاق همیشه بوده است. اصل جنس را بخواهید، خود حضرت ابلیس اینکاره بوده اند. آدم و حوا را با همین تلبیس فریب دادند. ردش را بگیر تا برسی به زمان حضرت رسول، امیرالمومنین، سید الشهدا تا حالای حالای حالا. به همین حساب فردا هم تشریف دارند خدمتمان.

4- گاهی خودمان هم نمی دانیم ولی سرباز بی جیره و مواجب شیطان میشویم.... پس خدا به عواقبمان رحم کند که، ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی..

5- بخوانید کارنامه مردی که سالها سکان سینمای تجربی و سینمای جوان ایران را در دست داشت، محصولات و دست پروردگانش را بشناسید. منش فریبکاری و نفاق تیمش را بنگرید. ببینید چگونه یک مدیر فرهنگی جمهوری اسلامی با پول جمهوری اسلامی محصول ضد نظام میسازد. بیخود دنبال پروژه ایران هراسی هالیوود نگردید. هالیوود در ایران پایگاه دارد... باز هم بگویید انقلاب ما از دوران نفاق گذشته است ...

http://ww1.rajanews.com/detail.asp?id=175371