دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

برای امام هادی و ارجمندی نامش
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

هرچند به انکار تو کوشند ، اما

 از خوبی تو کم نشود یک سوزن

 

برای بی تفاوتی مان.

برای بی غیرتی مان

که انگار زهر غیرتمان را کشیده اند تا دیگر خواب هایشان را آشفته نسازیم

برای تو می نویسم

دیروز قرآن را سوزاندی و دیدی رگ غیرتمان نجنبید

امروز نام زیبای امام هادی را به سخره گرفته ای

و فردا...

آری ادامه بده

ما هنوز خوابیم و قول میدهیم بازهم خودمان را به خواب بزیم

طایفه ای که برای اعتقاداتش فقط نام حضرت عباس (ع) را کافی می داند، باید هم شاهد مظلومیت امامش باشد

کافی بود نام علمدار کربلا را به سخره می گرفتند

فقط آن وقت بود که رگ غیرتمان می جنبید

دیروز تر، بارگاه امامش را منفجر می کنند

و امروز

نام امامش را به سخره میگیرند.

بعد هم ژست آزادی اندیشه می گیرند

برایم بارها ثابت شده که از این حضرات شعار آزادی بیان و اندیشه، هر وقت که دستشان رسیده، دیکتاتوری اندیشه و تمامیت خواهی قدرت سیاسی و اقتصادی، و توهین به مرام و اندیشه و مقدسات میلیون ها انسان به ظهور رسیده است.

.

.

و برای تو که امام هدایتی

و هادی نام زیبای توست 

و با تقوایی

و خدا ترسی

و تقی نام ارجمند توست

با تقوا...

و چه برازنده توست نامت

برای تو مینویسم

برای تو و خاندان با کرامت و ارجمندت

که تاریخ طایفه تان

پر است از شنیدن توهین ها، تحمل سختی ها و کشیدن داغ هاست

گواهی بخواهید، اینک گواه..... همین زخم هایی که نشمرده ایم

سری سربلند و دلی سر بزیم..... از این دست عمری به سر برده ایم

ولی علی رغم وجود غبارها

ای خورشید انسانیت

همیشه درخشیده اید

کافی ست چشم واکنیم و بنگریم

کافی ست خفاش نباشیم تا نور خورشید چشمانمان را کور نکند

کافی ست آدم باشیم

تا ببینیم اوج انسانیت را

و ببینیم قهرمانان اخلاق و شرف و انسانیت و تقوا را

 کافی ست مثل شمر و شبث و خولی نباشیم

کافی ست مثل هارون و مامون و حجاج نباشیم

کافی ست مثل حر ، آزاد آزاد باشی

هرچند به انکار تو کوشند ، اما..... از خوبی تو کم نشود یک سوزن

 

برای امام هادی ( نقی ) علیه السلام

برای ارجمندی نامش

 برای زیبایی سلوکش

و برای جوانمردی و کرامتش...

 


هرگز نبوده ایم بجز خاک پای تو
دل مبتلا نبوده, مگر مبتلای تو

ای راز عشق سینه اسرار باز کن
اشکیم ما و همسفر گریه های تو

دل های ما که راه به هم دارد این همه
با هم شکسته ایم دل و جان  فدای تو

ملک کبیر عشق که ویران نمی شود
بالاتر از مناره و گنبد، همای تو

رحمی به این دلم کن و بالی بده که ما
عاشق نمی شویم مگر در هوای تو

شاهین پرش شکست و به اوجت نمی رسد
آری حکایتیست به ارض و سمای تو

وقتی که دین عشق سزاوار عاشقیست
مرتد شود کسی که کند ناسزای تو

گویا که این تقاص نقی بودن شماست
ناپاک آن دلی که نگوید ثنای تو

از سامری امید به غیر از خُوار نیست
موسی ظهور می کند از سامرای تو


دنیا دو راهی است و شما هادی منید
دنیا دو روز با دو قدم رد پای تو

من راهی ام سفر به سفرنامه اش خوش است
یک دفتر پر از غزلم من برای تو

 

یریدون لیطفووا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون/

سوره مبارکه صف آیه8