دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

مبشر صبح در عصر فوران غفلت
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٤   کلمات کلیدی: امام ،خمینی ،رسول صبح ،مبشر

 

 

وقتی همه خواب بودیم

امام را ندیدم چون کودکی بیش نبودم . چون اویس که رسول را ندید . اما مگر دل، ایمان به سیمای رسولان حق می آورد؟ دل آدمی، ایمان به گفته ها و یافته ها و رفتار و منش رسول می آورد .

و من خمینی را ندیدم و چه باک؟ که ایمان به منش او، دیروز و امروز و فردا ندارد. ایرانی و غیر ایرانی ندارد. و نسل من، که خمینی را فقط در قاب تصویر دیده و صدایش را از پس سالها شنیده، به او ایمان دارد که این پیر، طریق رندی به این مردم آموخته بود .

و مگر عصر ما، عصر فوران غفلت و تجلی دنیاگرایی نیست؟ و مگر نباید مبشری و انذاردهنده ای بیاید تا به هوش آییم؟ و مگر خمینی، مبشر صبح نبود برای این روزگار سیاهی؟ و مگر مردم به او ایمان نیاوردند؟

او نیامده بود تا فقط در دوران حیاتش مردم را به راه بخواند . او راه را شناسانده بود و چه باک اگر نبود تا ثمرش را ببیند که او خود را موظف به انجام تکلیف میدانست نه دیدن نتیجه .

اما رسول که رفت ، راهش نمرد.این راه ره بری میخواهد کار بلد و خلفی  برای راهی پر هراس . و مگر خمینی ، بی خلف میشود؟ هرکه و هر زمان میخواهد باشد. چه آنکه خمینی نیز خود خلفی بود ازقافله فتواداران مبارز .

خلف خمینی، نشان داده است که بوی رسولان و مبشران را میدهد، و مردم نیز چون خمینی، حامی اش اند . او نیز چون خمینی پاک زیسته و به خدمتگذاری مردم نموده .
امروز، امر ، امر خلف خمینی است ، چون امر مبشر صبح این بود : پشتیبان ولایت باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد .

خلف رسول کسی است که راه رسول را بپیماید . مردم و خدا با خمینی نیز تعارف نداشتند و به قول روح خدا ، اگر من هم کوتاه بیایم ، مردم مرا رها کرده و راهشان را طی میکنند . و امروز و فردا هم به همان سیاق . مردم با پاکی و صداقت و تلاش برای خدمت پیمیان بسته اند وهرکه این منشش باشد محبوب مردم است و بس . 

اما بیت خمینی کبیر، حرمتی دارند بر همه اهل ایران، چه اینکه اگر این خانواده و حمایتهایشان نبود، خمینی آرام، هیچگاه  توانی برای غرش علیه تاریکی این عصر جاهلی را نداشت .