دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

ملت ایران : از اسطوره سازی تا انقلاب اسلامی
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳   کلمات کلیدی: انقلاب ایران ،اسطوره و قهرمان ،سید مهدی شجاعی ،جامعه شناسی

 

ملت ایران : از اسطوره سازی تا انقلاب اسلامی

 (مردمشناسی انقلاب ایران )

 

 

شوخی نیست ! حرف از یک سلطنت است . آنهم یک رژیم سلطنتی استبدادی پنجاه ساله . یا به قول خود پهلوی ها : دوهزار و پانصد ساله .

و حالا میشنوی که مردم در برابر این غول هزار فامیل قد علم کرده اند .

  آنهم کدام مردم ؟؟

مردمی که قرن هاست به ظلم و بی عدالتی وآمدن و رفتن پادشاهان مختلف عادت کرده اند .

  مردمی که فقط تماشاچی آمد ورفت سلسه های پادشاهی و تاج گذاری های متعدد شده اند .

مردمی که بدبختی و سیاه روزی را قسمتی از سرنوشت خودشان میدانستند و دربرابرش تسلیم شده بودند و اگر دستشان میرسید ، گاهی خودشان هم ، آب به آسیاب تیره روزیشان میریختند .

مردمی که بیش از پهلوی ها ، خودشان به هم ظلم میکردند. دربار که آدم هایش را از کره مریخ نمی آورد . بوسیله عده ای از همین مردم ، گور بقیه را میکند و از هستی ساقطشان مینمود. مردمی که مدام در حال کلاه گذاشتن بر سر یکدیگربودند ، چطور میتوانند دست بدست هم بدهند و قیام و انقلاب کنند؟

از خودت پرسیده ای مردم ایران چطور ناگهان به این حد از شهامت  و بلوغ و آگاهی  رسیده اند که حاضر شده اند جانشان را کف دستشان بگیرند و آن را فدای آرمانشان کنند ؟

  این مردم چگونه عوض شدند؟

  این مردم مگر غیر از آن مردمی بودند که تابحال توسری میخوردند و سرشان را هم از ترس بلند نمیکردند؟

چطور شد که یک شبه - یا فوقش چند ماهه - این قدر متحول شدند که فریاد میزدند ، شعار میدادند ، اعتراض و اعتصاب میکردند ، زندانی و کشته میشدند ولی  باز هم ادامه میدادند ؟

آیا باور کردنی است که یک آخوند ، آن هم از راه دور، بتواند چنین تحولی در مردم بوجود بیاورد وروحیات و عادات و زندگی این مردم را متحول کند ؟

اینکه مردم ما سالیا سال ، مظلوم و تحت ستم بوده اند ، درست است ولی اینکه در ذاتشان مردمی ستم پذیر و توسری خور باشند ، درست نیست .

  این مردم گوهری در وجودشان دارند که همان باعث نجاتشان شد . و آن گوهر چیزی جز ارادت و محبت شدید نسبت به سالار آزادگی و سرور شهدای آزادی ، امام حسین علیه السلام نیست . پیوند عمیقی که این مردم ،  با واقعه کربلا و عاشورا داشته اند ، آنان را به این تفکر رسانده که : 

 ( هیهات منا الذله ) و پیام خون حسین که  :

( اگر دین محمد دوام نمیابد مگر به کشته شدنم ، پس ای شمشیر ها مرا در آغوش گیرید ) .

و شاهدش هم اعتراض ها و قیام های کوچک و بزرگی است که طی قرنهای گذشته داشته اند .

از قیام سربداران بگیر و بیا تا برسی به نهضت جنگل ومیرزای شیرازی و شیخ نوری ومدرس و کاشانی ومصدق و امروز هم آیت الله خمینی .

این آخوند برای مردم  ما ، یک آخوند تبعیدی ساده   نبود . تجسم یک نیاز بود . نیاز به قهرمانی ملی . اسطوره ای که صدایش را دربرابر اعلی حضرت  بلند کند . سر او دادبکشد و داد مردم را بستاند . او تحقق یک آرمان دست نیافتنی بود . ظهور یک آرزوی محال .

و اسطوره یعنی شخصیتی که مردم ، نیاز و آرزو داشته باشند که باشد ، ولی نبوده . و چون نبوده مردم از خودشان ساخته و پرداخته اند . و آنقدر باجدیت پرداخته اند که بعد از مدتی خودشان هم واقعی بودنش را باور میکرده اند . و نمونه اش را در همه اساطیر دنیا میتوانی به وفور بیابی .

حالا در این میانه دهشتناک و تاریک عصر پهلوی ها که اعلی حضرت به اوج اقتدارش رسیده است و هر صدای نسبتا مخالفی را در نطفه خفه میکند ، آیت الله خمینی ، شخصیت نادری است که از دل آرزو ها و آرمانهای دست نیافتنی این مردم ، در آمده و لباس حقیقت پوشیده است.

انگار خدا ، خارج از قاعده ی از پیش تعیین شده ی ارسال رسل ، او را به طور اضطراری یا میان پرده فرستاده ، تا مردم چند روزی نفسی تازه کنند و در جاده طولانی  و پر فراز و نشیب  انتظار ، هوایی تازه به مشامشان برسد  و جاده را روشن کند .

خب حالا اگر چنین آدمی ، مردمی را یک شبه دچار تحول هم بکند ، عجیب نیست . چه رسد به اینکه از ده – پانزده سال پیشتر ، او برای این تغییر و تحول ، برنامه ریزی و مقدمه چینی و تلاش کرده باشد .

جای معنوی و حقیقی چنین آدمی ، در دل و جان مردم است وچه فرقی میکند که استقرار جسمی اش در جایی دور یا نزدیک و در تبعید باشد .

 

آین که مردم در پیوستن به او از یکدیگر سبقت بگیرند ، چیز عجیبی نیست . هویت گمشده خودشان را در او جستجو میکنند  و امید بازگشت قهرمانی ملی را در وجود او میبینند .

کاری که او با مردم کرده ، کاری محیر العقول است . دلهایشان را از زیر خاک نسیان و عصیان و خودخواهی و روزمرگی در آورده ، حسابی تکان داده و پیش رویشان گذاشته . از بیرون چیزی نیاورده . درون مردم را بیرون کشیده و باور های از دست رفته شان را به آنها گوشزد کرده . همان کاری که وظیفه رسولان الهی است که :

( انما انت مذکر ) ( همانا تو فقط تذکر دهنده ای برای مردم )

اینطور نبوده که مردم ما ذاتا اهل ترس و سکوت و دوز و کلک و کلاه گذاشتن سر یکدیگر بوده باشند . موقعیت و شرایط و حکومت مردم را وادار به خباثت و خیانت میکرد و به آنان می آموخت که اگر گرگ نباشی ، خورده میشوی .

نشنیده ای که : ( الناس علی دین ملوکهم ) ( مردم به شیوه ای زندگی میکنند که حاکمانشان میزیند)

این یک واقعیت است که ملت ها بعد از مدتی خواسته یا نا خواسته ، شبیه حکامشان میشوند .

آیت الله خمینی وجدان خفته این مردم را بیدار کرده و فطرت الهی آنان را به یادشان آورده .

به آنان آموخته که سرشان را بالا بگیرند و عزت ملیشان را از دست ندهند. شکوه تمدنشان و ایمانشان را به یادشان انداخته . به آنان آموخته مردم و ضعفا صاحبان اصلی این ملکند و مسئول خادمی بیش نیست ، حتی خودش . و چه جای تعجب اگر کسی در بیداری کارهایی رابکند که در خواب ، خوابش را هم نمیدیده است ...  تحول یعنی همین .

و حالا میشنوی که مردم در برابر این غول هزار فامیل قد علم کرده اند .

  آنهم کدام مردم ...

لا یغیر الله ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

 

در این نوشتار قصد پرداختن به چند نگاه مردمشناختی در انقلاب اسلامی مردم ایران را داشته ام .

_ همواره نگاه به مردم در جریان نهضت ، از بعد از شروع انقلاب آغاز میشود .در حالی که باید روحیات مردم را پیش از نهضت نیز بررسی نمود و دلایل و عوامل موثر بر این تغییر را بررسی کرد .

_  پرداختن به جایگاه امام روح الله در ایجاد این تغییر وتحول وانقلاب درونی در مردم و مسلمین وبررسی نوع  نگاهی که مردم به او به عنوان یک ابرمرد ( امام ) داشته اند .

_ بررسی مفاهیمی که درحاکمیت پهلوی وجود داشته و امام اصلاح و تغییر این مفاهیم را در دستور کار انقلاب گذاشت و باید دید امروز برسر این مفاهیم چه آمده .

 

 

 

الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم

 

.............................................

پینوشت ها :

1 - در متن حاضر بخشهایی از کتاب ( طوفان دیگری در راه است ) اثر سید مهدی شجاعی استفاده شده است .

2- جامعه شناسی انقلاب اسلامی به روایت تصویر که در بهمن سال گذشته نوشتم را ملاحظه کنید .

 http://nooooon.persianblog.ir/1386/11/