دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

شادی روح جنبش دانشجویی ... صلوات
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳٠   کلمات کلیدی: انجمن اسلامی دانشجویان ،تحکیم وحدت ،جنبش دانشجویی ،دانشگاه امیر کبیر

 

 پیش نویس

اول : سلام ........ مدتی بود که به علت برگزاری ٢ همایش همزمان تقریبا وقت استراحت و نوشتن نداشتم . به همین دلیل به روز کردن وبلاگ به تاخیر افتاد . هرچند مطالب برای برای روز دانشجو و عید غدیر توی ذهنم جمع شده بود ولی فرصت نمیشد .عذر تقصیردارم .

دوم : برای روز دانشجو میخواستم مطلبی بنویسم در باره جنبش دانشجویی و نوع انتظار انقلابون از آن در قبل و بعد از انقلاب و اینکه هویت و جوهره جنبش دگر گون شده و این به صلاح جنبش دانشجویی نیست.

سوم : بنا به دلایلی که گفتن نگین ، نوشته نشد . در عوض ٢مقاله از خودم و رفیق شفیقم احمد مهرشاد درباره وضعیت انجمن اسلامی و تحکیم وحدت و کالبد شکافی آن براتون میذارم که میتونید توی قسمت ادامه ب خونید .

چهارم : خیز و جامه نیلی کن،روزگارماتم شد ... دورعاشقان آمد، نوبت محرم شد

نزدیک ایام محرم میشیم .التماس دعا داریم.

 

..........................................................

 

 

کدام انجمن اسلامی و تحکیم کدام وحدت ؟؟؟

 

  

 

در این نوشته قصد دارم درد دل کنم و گذشته انجمن اسلامی دانشجویان را باخودشان درمیان بگذارم .

شاید برای کالبد شکافی انجمنی دانشجویی که هویتی اسلامی برای خودش قایل بود و در روزگار هجوم به دینداری و دینداران ،  تنها گروه دانشجویی بود که علم اسلام را در دانشگاه بلند نگه داشته و مایه امید و دلگرمی همه شده بود لازم باشد فرازها و فرودهایش را مرور کنیم . از شهادت هایش در دادگاههای جوربگوییم تا برسیم به تغییر ایدئولوژ‍یها وتفرقه های امروزینش. باید اول از اسلامش بگوییم تا برسیم به مارکسیست شدن یا لیبرال شدن امروزش .

سخن از انجمن اسلامی دانشجویان است ، ومن برای واکاوی تاریخش تو را با سوال و جواب روبرو میکنم .

آیا منظور همان دفتر انجمن اسلامی دانشجویان است ، که زمانی کعبه آمال جوانان دانشجوی متعهد واهل فکر بود .

  آیا منظور همان انجمنی است که سالها از طلایه داران مبارزه با بی دینی و الحاد ، بی عفتی و ولنگاری ، بی تفاوتی و وطن فروشی و در راس همه اینها مبارزه با رژیم شاهنشاهی بود .

  آیا سخن از انجمنی است که در داخل وخارج کشور همیشه زبانزد مبارزین واقعی پوچ گرایی و مارکسیسم و بی دینی بود . انجمنی که آنقدر در مبارزه و روشنگری و حفظ هویت دینی مصمم و راسخ  بود که هر کجا راهش را میبستند ،بیکار نمینشست و در جای دیگری به فعالیت می پرداخت .

  انجمنی که نه تنها درداخل ایران به روشنگری میپرداخت ، بلکه به ایجاد شعباتی برای دانشجویان خارج از کشور همت گماشت تا برای مسلمان و با ایمان ماندن آنها و تعمیق پایه های دینی دانشجویان و معرفی اسلام به جهانیان  از چیزی فروگذاری نکرده باشد .

در خاطرات یکی از موسسین و اولین اعضای فعال انجمن اسلامی می خواندم که در رابطه با علت تاسیس انجمن گفته بود :

<< ما در دوره ای دانشجو شدیم که از دوگروه فشار بر بچه های مسلمان وارد میشد.

گروه اول دانشجویانی بودند که جذب تفکرات مارکسیستی شده بودند

و به لحاظ تعداد در دانشگاه حرف اول را میزدند . با داستان و فرضیات مارکسیستی و دو سه تا کلمه قلمبه سلمبه توانسته بودند خودشان را در همه جا نفوذ بدهند . در دانشکده ها و خوابگاه ها جمع هایی تشکیل میدادند و اسلام را زیر سوال میبردند و آن را ساخته دست سرمایه داران معرفی میکردند. تمام تلاششان این بود که دانشجویان ناآگاه ولی ستم کشیده را جذب شعار های زیبا و ظاهر فریبشان کنند و چه بسیار بچه مسلمان هایی که اسلام کنار گذاشتند و در دامن حزب توده و کمونیست ها افتادند .

گروه دوم دانشجویانی بودند که با حمایت رژیم به فساد و عیاشی و ترویج روابط نزدیک دختر و پسر در دانشگاه می پرداختند و مدیران دانشگاه هم به اینها میدان میدادند . و در این میان تو میماندی و این دو گروه که هرروز در کلاس و خوابگاه با آنها روبرو میشدی و شاهد توهین و زیر سوال بردن مبانی اسلام و جذب یکی از دوستانت به یکی از دو گروه میشدی ،  وچاره ای  نداشتی جز آنکه یا به سمت آنها گرایش پیدا کنی ، یا اینکه بر چسب امل ، متحجر ، مرتجع و خرده بورژوا وسیل توهین ها وتهمت ها را تحمل کنی و از جرگه دین داران باشی .

در این فضا بود که به فکرمان رسید که ما نیز جمعی برای بچه هایی که دغدغه حفظ  ایمانشان را دارند و میخواهند ازاسلام دفاع کنند ، درست کنیم .

چون حداقل  در جمع خودمان غریب نبودیم و میتوانستیم از هم دفاع کنیم .

در جمع هایمان به تفسیر قرآن و نهج البلاغه و پاسخ به شبهات مارکسیست ها می پرداختیم و به تعمیق پایه های اعتقادیمان در برابر هجوم بی بند و باری دخترها و پسرهای دانشجو روی آوردیم . بر این اساس انجمن اسلامی دانشجویان تاسیس شد . این فکر در بین دانشجویان مسلمان داخل کشور گسترش یافت و کم کم دایره آن به دانشجویان مقیم  خارج از ایران نیز رسید و بعدها فعالیت های مبارزاتی در کنار حضرت امام نیز به آن اضافه شد .>>

جالب است بدانید بسیاری از سخنرانی های استاد مطهری و دکتر شریعتی و شهید مفتح و بسیاری از بزرگان در جمع بچه های انجمن اسلامی بوده است . نشست هایی که دغدغه تشکیلشان حفظ ایمان جمعی و پاسخ گویی به شبهات گروه های ضد دینی بود . چه بسیار جلسات اخلاق اسلامی که در پی همراه شدن اخلاق با مبارزه و سیاست بود و انسان آرمانی اش ، مبارزی آگاه و با اخلاق بود . چمران ، نیک نژادی و بسیاری از شهدای قبل و بعد از انقلاب از بچه های انجمن اسلامی بودن و به فعالیت در آن افتخار میکردند .

همه اینها را مقایسه اش کنید با انجمن اسلامی امروز .

از دفتر انجمن اسلامی دانشجویان چه مانده است جز نامی که لقب اسلامی بودن را یدک میکشد . گواه صادقم گفتار و رفتار سالهای اخیر بچه های انجمن است . از خود بچه های انجمن میپرسم و وجدان آنها را به قضاوت میکشم که در چند سال اخیر کدام جلسه را برای تعمیق پایه های فکری اعضایتان گذاشته اید . چقدر مسلمان ماندن آنها وعمل به دستورات دین  برایتان اهمیت داشته ؟  آیا بچه های مسلمان بیشتر نزد شما ارج و  قرب داشته اند یا برعکس ،  هر کسی که بوی   مخالفت با دین از او به مشام میرسید ؟  چقدر از فضای بی تفاوتی و ولنگاری در دانشگاه ها ناراحت شده برای بهبود آن تلاش نموده اید؟

به صراحت میگویم وبر گفته هایم دلیل می آورم که از انجمن اسلامی و آنهمه سابقه مبارزه و دین داری چیزی نمانده جز هوچی گری و پوچی ومحمل  دوستی دختر و پسر و علافی و بین خودمان باشد ، تازگی ها تفکرات پوسیده مارکسیستی .

از انجمن چیزی نمانده جز پوستینی وارونه که لقب اسلامی بودن را یدک میکشد . و باور کنید هیچ یک از بچه هایی که دغدغه حفظ ایمان دارند ، هیچگاه در مخیله شان ورود به انجمن را مجاز نمیدانند .

سرنوشت مجموعه ای که از اهداف و آرمانهایش انصراف داده باشد جز این نیست . بگذارید راحت بگویم ،  انجمن از اهداف و ایده آل هایش دور شده و بازی خورده است . ابزاری در دست عده ای ورشکسته سیاسی که نه دین سرشان میشود و نه شرف و مردانگی .

  و در دوره ای که مردان این سرزمین برای حفظ شرف واستقلال  این ملت میجنگیدند آنها در خیابان های لاس وگاس درلس انجلس آروق سگی میزدند ، وامروز آمده اند وشعار آزادی از همه چیز میدهند .

  خدا نکند که انجمن هم مانند سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژی داده باشد و از اسلام به سمت مارکسسیم و پوچی گرایش پیدا کرده باشد . کاش حافظه تاریخی و چشم عبرت بینمان خوب کار کند و به خاطر آوریم که سازمان مجاهدین خلق نیز با دغدغه مبارزات اسلامی تشکیل شد و موسسانش صمدیه لباف و شریف واقفی و دیگرانی بودند که اسلام را روش زندگی میدانستند . ولی جانشینانشان کسانی شدند چون تقی شهرام که به بهانه اینکه اسلام دین مبارزه نیست و تنها مارکسیسم است که علم مبارزه است ، به تغییر ایدئولوژی و تصفیه سازمانی و قتل بچه های مسلمان درون سازمان دست زدند .

  نمی دانم تا چه حد گفته ام صحیح است ولی دوست دارم هشدار و انذاری باشد برای بچه های انجمن اسلامی که ، هنوز سازمان مجاهدین دیروز و منافقین و مزدوران بازیچه های دست آمریکا و اسراییل امروز ، در برابر آیینه تاریخ و عبرت ما قرار دارند .

کدام دانشجوی مسلمان و کدام انجمن اسلامی ؟

هنوز موج اعتراضات به توهین به پیامبر و ائمه اطهار که از حلقوم انجمن خارج شد فروکش نکرده است . زیر سوال بردن عصمت و علم امامت جز  از پای درس محسن کدیور و سروش و یوسفی اشکوری که شبهات پوسیده تاریخی را غبار گیری میکنند از کجا نشات میگیرد .

بچه های انجمن اسلامی امیرکبیر و حتی دانشگاه خودمان فریادشان برآمد که لوگوی نشریات انجمن را دزدیده اند و به نام ما مطلب زده اند .

بگذریم از این رشته که سر دراز دارد و حکایت خود زنی های گذشته را تداعی میکند و مرا به یاد ضرب المثل : کی بود ، کی بود، من نبودم انداخت . ای کاش به جای داد و بی داد غیر واقعی ،  سر سوزنی  ابراز تاسفی یا آه حسرتی از توهین به مقدسات اسلامی و پیامبر رحمت میکردید.

کاش جلسه ای میگذاشتید و برای رفع این توهین ها و در رد این  شبهات کوششی مینمودید .

  آه از اسلام که تکیه اش بر کدام دانشجوی مسلمان است . و آه از لقب دانشجو که نه در طلب دانش است و نه قدرت و ارزش آن را میداند .

کاش بچه های انجمن به اصلشان رجوع کنند .

کاش بازیچه دست سیاست گران بی دین و ایمان  که جز چپاول این ملت و از بین بردن شرافت و غیرت ما چیزی نمیخواهند ، قرار نگیرند .

  کاش به روزگاری برگردند که سبک و سیاق و عیار فعالیت های دانشجویی را انجمن اسلامی نشان میداد.

کاش محملی باشد برای دختران و پسرانی که سربلندی این آب و خاک و گسترش اسلام را آرزو دارند و کاش اسلامی باشد " انجمن اسلامی " .

کاش من هم عضو انجمن اسلامی میشدم و کاش ....

کلمه انجمن را به تنهایی به کار نمیبرم و بر اسلامی بودنش تاکید می ورزم ،برای آنکه انجمن بدون اسلام و ریشه های عمیق فکر دینی میشود ،همان "سازمان مجاهدین خلق "  .

 

بغض های کال من ، چرا چنین ؟

گریه های لال من ، چرا چنین؟

جزر ومد یال آبی ام چه شد ؟

اهتزاز بال من ، چرا چنین؟

در گذشته ، سرگذشتم این نبود

حال ، شرح حال من چرا چنین ؟

نسل اعتراض انقراض یافت

حیف شد ، زوال من چرا چنین ؟

  سلام خدا ودرود او بر محمد  ،خاتم رسولان الهی و خاندان پاکش

و بر همه ره روان طریق حقیقت

......................................

    در ضمن این مقاله در بعضی سایت ها منتشر شده . لینکشونو میذارم :

  http://www.rajanews.com/News/?11236

 

http://www.mobarezin.com/index.php?dir=news & id=2450

 

http://www.autbasij.org/view.php?newscode=966

 

نوشته دوم تحت عنوان کالبد شکافی یک جنبش را در قسمت    ادامه مطلب  زیر حتما بخونین .

 

 


 

 

نوشته دوم از ا حمد مهرشاد عزیزه که تحلیل اوضاع امروزی تحکیم وحدته

 

 

   کالبد شکافی یک جنبش

 

 

 

·     آ خرین روزهای دوران اصلاحات

همایش شوراهای مرکزی انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های طیف علامه سعید حجاریان مغز متفکر جریان تندروی اصلاحات در جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت این جمع را به بستن درب انجمن و کادرسازی و رسیدگی بیشتر به درون سازمان دفتر تحکیم دعوت می‌کند. این توصیه‌ی زیرکانه‌ی مدیر ارشد امنیتی اطلاعات دهه‌ی 60 توسط جوانان سر به هوای انجمن با   واکنش روبه‌رو شد اما تعطیلی طبیعی دفاتر ارگان دانشجویی احزاب تندروی جناج چپ و همچنین انشعاب‌های مختلف این دفتر نشانی از صحت پیش‌بینی حجاریان می‌داد شاید حجاریان و همرزمانش به حد کافی از این جوانان ساده استفاده کرده بودند و با خود می‌اندیشیدند که این استراحت فعال برای آنها نیاز است زیرا باردیگر احزاب تندرو به آنها نیازمند است و باید آنها را به حرکت درآورد شاید او به سال 86-85 و نیازمندی‌‌های فکری اجرایی این دفتر برای تجمعات و نشریات رنگارنگ دانشجویی !! فکر می‌کرد.

 

 

·

آذ رما ه 1383 دانشگاه تهران سال اجتماعات دانشکده‌ی ادبیات   

دانشجویان معترض خسته از 8 سال سواری‌دادن به جناح اصلاحات فریادهای خود را به سوی کسی سرمی‌دادند که 8 سال پیش با سوت و کف همین دانشجویان به مسند ریاست دولت رسیده بود و امروز در واپسین روزهای ریاستش به دانشگاه تهران بازگشته بود اما این بار سخن‌ها و فریاد‌ها رنگ و بوی دیگری داشت امروز فریاد دانشجویان به سخن مال باخته‌ی داستان مولانا شبیه بود که جمعی راهزن او را به رقص انداخته بودند تا داشته‌هایش را ببرند شاید خاتمی در آن روز مظلوم‌ترین فرد بود زیرا این همراهان سیاسی او بودند که این بازی کثیف را مدیریت می‌کردند و حتی از میانه‌ی راه خود را نیز حذف کرده و شعار عبور از خاتمی را سرداده بودند. شاید خاتمی با خود فکر می‌کرد چرا امنیه و دیر صدای دشمن را از اردوگاه اصطلاحات شنیده است و چرا به محلی برای سوء استفاده از جنبش دانشجویان تبدیل شده است؟

 

·        می 2007 واشنگتن

 

آقایان محسن سازگارا ـ علی افشاری ـ خانم بختیاری و همراهان در انتظار دیدار با وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده بودند تا با خانم رایس دیدار مهمی درباره‌ی مدل‌های تغییر در رژیم جمهوری اسلامی ایران داشته باشند. شاید علی افشاری با خود می‌اندیشید: دانشگاه‌ها خبر بهترین جایگاه‌ها برای تغییرات اساسی در ایران باشد وی که تجربه‌ی مسوولیت دفتر سیاسی انجمن اسلامی دفتر تحکیم را در سال‌های در سابقه‌ی خود داشت. تجربه‌ی شکست طرح براندازی آرام و دستگیری و اعترافات خود در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را به یاد می‌آورد.

شاید این بار باید شورش‌های دانشجویی را با حرکت‌های کارگری و معلمی درآمیخت تا درصد پیروزی بیشتر شود.

شاید محسن سازگارا عنصر به ظاهر انقلابی دهه‌های 50 و 60 می‌خواست پیشنهاد فعال‌سازی موج جدیدی از نشریات زنجیره‌ای را پیشنهاد دهد و تز تحریک شورش‌های صنفی و قومیتی را مطرح کند...

 

·        داستان غم انگیز یک جنبش

جنبش دانشجویی در سال‌های اخیر در ایران تبدیل به داستانی غم‌انگیز شده است که هر کسی به آن گوش فرامی‌دهد بر این غم می‌گرید.

داستان تبدیل شدن گروه همیشه پیشتاز و متفکر دانشجویی به پیاده‌نظام و چشم و گوش بسته‌ی گروه‌های سیاسی کشور، وجود انگیزه و روحیه‌ی جوانی، شهامت و شجاعت جوانی و میل به پیشرفت و توسعه‌ی کشور هر نفر سیاسی جاه‌طلبی را تحریک می‌کند که این همه صداقت را به بازی بگیرد و صدای تکراری و متزجر کننده‌ی خود را از زبان صادق دانشجو به زبان آورد.

جنبش دانشجویی ایران خسته از 8 سال بازی خودمان سیاسی به استراحتی 2 ساله نیاز داشت اما امید می‌رفت که این بار بیداری توأم با هوشیاری داشته باشد شاید خبر تور مجانی آقای علی افشاری، خانم بختیاری، آقای باستانی و ... به ایالات متحده همراه با دیدار ویژه با وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده و شرکت در میز اختصاصی ایران در شورای سیاست خارجی آمریکا دیگر شعارهای وطن‌دوستانه‌ی چو ایران نباشی تن من مباد آقایان تحکیم وحدت را بی‌رنگ می‌کرد.

اما سخن از تهدیدی جدید برای جنبش دانشجویی ایران می‌داد زیرا این افراد به خاطر آگاهی و تجربه‌ی کافی در مجموعه‌های دانشجویی حتماً این جایگاه‌ها را هدف‌گیری می‌کردند و دانشگاه‌های کشور باید خود را برای موج جدیدی از اعترافات و اغتشاشات از قبل طرح‌ریزی شده آماده می‌کرد.

 

·         سخن حقی که از آن اراده باطل میشود

کلمت الحق یراد به الباطل. سخن حق که از آن اراده‌ی باطل می‌شود. شاید این سخن حضرت‌‌امیرعلیه‌السلام درباره‌ی خوارج امروز برای بعضی دوستان نشریاتی‌تان جالب باشد شعار دفاع از کارگر، شعار دفاع از آزادی، شعار دفاع از میراث کهن‌ایرانی، شعار دفاع از اندیشه‌های ناب اسلامی و ... همه کلمات حقی باشد که از آنها اراده‌ی باطل طلب می‌شود.

برای هر فرد آگاهی سوال است که شعارهای واحد مارکسیستی توسط نشریات متعدد در دانشگاه‌های مختلف، دفاع علنی از بعضی شعارها و شخصیت‌های فسیل شده‌ی مارکسیستی همچون لنین، لوکاچ، مارکس و ... در نشریات دانشجویی، توهین به مقامات عالی رتبه‌ی نظام بدون دارا بودن کمترین بار نقد در سراسر کشور، توهین‌های تلویحی مختلف به مقدسات اسلامی و انسانی در سلسله‌ای از نشریات مدعی جنبش دانشجویی چند فرض را برای هر کسی ایجاد می‌کند (اگر گزینه‌های به ذهن شما می‌رسد جای ما هم مطرح کنید).

1)این اشتراکات ظاهری و باطنی کاملاً اتفاقی است هیچ گونه عمدی در آن وجود ندارد صرفاً عده‌ای از افراد به صورت تصادفی به یک رشته انتقادات واحد با رویکردی دقیقاً مشترک رسیده‌اند و وظیفه‌ی وجدانی و قانونی خود داشته‌اند که این ذهنیات را برای دیگران طرح کنند. الله اعلم

2)این مطالب توسط کانال‌های مشخص و یا نامشخص به دوستان عزیز ما می‌رسد و آنها نیز کاملاً بی‌اطلاع از سیر وقایع به بیان این مطالب با کمال جسارت اقدام می‌کنند(در صورت صحیح بودن این فرض به دوستان خود توصیه می‌کنیم که چمدان‌های پراز پول واصله از خارج از کشور را هم دریافت کنند که حداقل خسرالدنیا والاخره نباشند)

3)این پروژه با آگاهی دوستان عزیز انجام می‌گیرد و دانشگاه اصفهان نیز در سیر تعریف شده توسط خارج نشینان در چند روز آینده باید آماده‌ی توهینی صریح از این قشر و درگیری و تجمعات جنجالی باشد(در صورت صحیح بودن این فرض به دوستان نشریاتی و غیرنشریاتی! پیشنهاد می‌دهیم پیگیری تور خارج کشور را از همین الآن هماهنگ کنند که مشکلی پیش نیاید).

 

·         جنبش دانشجویی ، چشم بیدار مردم

جنبش دانشجویی، جنبشی است اصیل، نجیب و نقاد چشم بیدار مردم است که در مقابل هیچ گونه انحراف و سوءاستفاده‌ای ساکت نمی‌نشیند.

جنبش دانشجویی نه به بله قربان گویی مسوولان قدرتمند دانشگاه تبدیل می‌شود و نه به پیاده نظام انورسیون خارج و داخل کشور

جنبش دانشجویی حرکتی است مستقل، فکور و فهیم

جنبش دانشجویی جنبشی است که نقد می‌کند اما نقد منصفانه

جنبش دانشجویی نهضتی است خیرخواه برای همه‌ی مردم ایران زمین برای همه‌ی مظلومان و مستضعفان عالم

جنبش دانشجویی حرکتی است به دور از تبعیت از رئیسم‌های منقرض شده و نشده‌ی جهان

جنبش دانشجویی جنبشی است مبتنی بر اصول بومی اسلامی و ایرانی این سرزمین با عقیده‌ی اندیشه‌ای محکم

جنبش دانشجویی ایران زمین زبانی در پس عقل و درایت دارد و نه عربده‌ای بی‌اندیشه

دانشجویی اصیل ایرانی نه کافه به هم ریز است و نه عربده کش نه فحاش است و نه بلقور کننده‌ی شعارهای به ظاهر کارگری قرن 18 و 19

جنبش دانشجویی نه سینه چاک مسوولان معزول شده‌ی طالب قدرت است و نه فحاش به اصول و مبانی

  دانشجو و دانشگاه زنده   است

جنش دانشجویی اصیل در حال بازیابی حدود و سغور خویش است

 

·        آزمونی دیگر برای جنبش

ی ک بار دیگر فعالان دانشجویی، مسوولان تشکل‌های دانشجویی و بدنه‌ی دانشجویی در برابر یک امتحان مهم قرار گرفته‌اند.

در برابر حرف‌های حقی که ممکن است بار دیگر پشت سر آن اراده‌ی باطلی کمین کرده است در برابر اراده‌های سیاسی که به دنبال کرسی‌های سبز رنگ مجلس هشتم هستند و نه آرمان‌های دانشجویی در برابر طرح انقلاب مخملی و یا طرحریزی انقلاب‌های رنگی دیگر همچون اکراین، روسیه و ... شاید تا امروز ناسزاهای زیادی به دانشجویان دیروز و فعالان دانشجویی داده‌ایم اینک آزمونی در برابر همه‌ی ماست کاری کنیم که آیندگان از ما به نیکی یاد کنند نه به ...