دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

گزیده تاریخ سینمای دفاع مقدس
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٧   کلمات کلیدی: سینمای جنگ ،دفاع مقدس

صدا،دوربین،انفجار

این گزیده تاریخ سینمای جنگ است

.داستان فیلم هایی که ندیده اید آن هایی که دوست ندارید دوباره ببینیدوآن هایی که نمی توانید فراموش شان کنیداین داستان سینمای جنگ است. قصه فیلم های تأثیر گذار و آن ها که راه را برای بقیه باز کرده اند. قصه فیلم های اعصاب خردکن که حالا هیچ کس از فراموش شدنشان ناراحت نیست. و داستان فیلم های به یادماندنی، آن ها که هنوز دوستشان داریم.

شرح حال سینمای جنگ که به تدریج در سال های بعد با عنوان سینمای دفاع مقدس نامیده شد، کم و بیش شرح حال همان چیزی است که به نام سینمای پس از انقلاب می شناسیم

. اولین سازمان دهی ها از اواسط سال1360آغاز شده که نتیجة عمدة فعالیت های این مدت، در جشنوارة سال بعد دیده می شود. علی رغم این که جنگ از شهریورماه سال 1359 آغاز شده، اولین فیلم های داستانی که به جنگ می پردازند هم در همان محدودة زمانی سال های بعد شکل می گیرند. البته باید حتما تأکید کرد که گروه های تولید فیلم های مستند، خیلی زودتر از این ها کارشان را آغاز کرده بودند و خیلی ها به شکل فردی یا گروهی، با انگیزه های متفاوت به تهیة فیلم های مستند مشغول شده بودند. گروه تلویزیونی جهاد سازندگی در همان سال 59 مجموعة مستند فتح خون و در اوایل سال بعد، مجموعة یازده قسمتی حقیقت (هر دو به کارگردانی سیدمرتضی آوینی) را تولید و پخش کرد. مستند هایی که پایه گذار تولید مجموعة روایت فتح در سال های بعد شدند.

تا پیش از سال

1361 تنها فیلم داستانی تولید شده دربارة جنگ، فیلمی است به نام مرز(جمشید حیدری) که داستان مقابلة اهالی یک روستا با دشمن را روایت می کند. این فیلم در اواسط سال1360نمایش داده شده است. و بعد از این داستان سینمای دفاع مقدس آغاز می شود.

تا سال

1365

حماسه های پولکی

در این

5 سال، بیشتر انواع فیلم های جنگی که سراغ داریم، کم کم شکل می گیرند. از اکشن های مثلا حماسی و منفعت جویانه مثل برزخی ها (ایرج قادری61،) و عبور از میدان مین (جواد طاهری62،) تا ملودرام هایی که به دغدغه های بازماندگان جنگ می پردازد مثل رهایی (رسول ملاقلی پور62،) و همین طور آن دسته از فیلم هایی که فضای خاص جبهه و روحیات رزمنده ها را به تصویر می کشد و با دیار عاشقان (حسن کاربخش، 62) آغاز می شود. به تدریج هر کدام از این زیرشاخه های ژانر سینمای جنگ تکثیر می شوند و در سال های بعد به نمایش در می آیند. سال 64، بلمی به سوی ساحل ساختة رسول ملاقلی پور به خاطر ارجاع هایش به حوادث و شخصیت های واقعی (در زمان بنی صدر) و عقاب ها ساختة ساموئل خاکیچیان به دلیل جذابیت های اکشن اش اهمیت بیشتری دارند.

1365

سال تلخ

در سال هایی که چهرة شهرها به دلیل رسیدن پیکر شهدا و نصب حجله های متعدد در کوچه و خیابان ها تغییر یافته بود، ملاقلی پور یکی از محزون ترین و تلخ ترین فیلم های جنگی را عرضه می کند

: پرواز در شب هنوز هم اولین و مهم ترین نمونة فیلم هایی به حساب می آید که شکست ظاهری رزمندگان را با توسل به معنای پیروزمندانة شهادت، کم اهمیت جلوه می دهد. اما در آن سو، اکشن های مأموریتی مثل گذرگاه (شهریار بحرانی) و پلاک (ابراهیم قاضی زاده) همچنان پر رونق اند. حریم مهرورزی (ناصر غلامرضایی) هم در همین سال نمایش داده شد که از اولین فیلم های مهم دربارة جنگزده ها و نحوة زندگی شان در تهران است. ابراهیم حاتمی کیا اولین فیلم بلندش را در تلویزیون می سازد: هویت.

1366

جنگ جشنواره ای

با ساخته شدن پرستار شب

(محمدعلی نجفی) سر و کلة عرفان در سینمای جنگ هم پیدا می شود و به این ترتیب، گرایش جدیدی در سینمای جنگ به وجود می آید. موفق ترین فیلم شاخة اکشن های مأموریتی این سال هم کانی مانگا (سیف الله داد) است که باز هم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و به یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران تبدیل شد.

1367

تازه نفس ها می آیند

با پایان یافتن جنگ، گرایش های متفاوت تر در بیان مضامین سینمای جنگ نیز امکان ظهور می یابند

 

: دیده بان اولین فیلم سینمایی حاتمی کیا است که به عنوان تصویری صادقانه و حقیقی از فضای جبهه ها بسیار تحسین می شود. در همان سال، محسن مخملباف با ساختن عروسی خوبان، اولین فیلم انتقادی سینمای ایران دربارة برخی غفلت ها و بی اعتنایی ها نسبت به دستاوردهای جنگ را به نمایش می گذارد. ملاقلی پور تغییر مسیر می دهد و به سراغ یک اثر پرماجرا و پرحادثه و پرفروش می رود: افق. خیلی از فیلمسازان پرکار و مطرح سال های آیندة سینمای جنگ، اولین فیلم شان را در همین سال عرضه می کنند: مجتبی راعی (انسان و اسلحه)، کمال تبریزی (عبور) و جمال شورجه (روزنه). روایت ویژة بهرام بیضایی از جنگ هم در همین سال به نمایش درمی آید: باشو غریبة کوچک.

1368

سال مهاجر

مهم ترین فیلم جنگی این سال، مهاجر حاتمی کیا است؛ فیلمی که حالا دیگر اثر کلاسیک این ژانر به حساب می آید

. سکانس آخر فیلم و پرواز مهاجری که پلاک های شهدا را حمل می کند، با آن صدای برخورد پلاک ها به یکدیگر، حالا دیگر سمبل سینمای دفاع مقدس به نظر می رسد.

تعداد فیلم های کلیشه ای که سعی دارند مفاهیم ایثارگرانه را تبلیغ کنند هم رو به فزونی می گذارد

(الماس بنفش، تا مرز دیدار، در جست و جوی قهرمان و ...)

1369

سالن های خلوت

پس از چند سال موفق، سینمای جنگ دچار افت کیفیت می شود

: شاید موفق ترین فیلم سال، چشم شیشه ای (حسین قاسمی جامی) باشد که حال و هوای پرواز در شب را تداعی می کند. تویی که نمی شناختمت (سلطانی فر) اولین فیلم اپیزودیک جنگی است و سه داستان با فضاهای متفاوت دارد. در مسلخ عشق، نشان دهندة گرایش تبریزی به سوی فیلم های عرفانی جنگی است که توقیف می شود و امکان نمایش پیدا نمی کند.

1370

همچنان خبری نیست

هور در آتش

(عزیزالله حمیدنژاد) موفق ترین فیلم جنگی سال است که داستان مؤثرش را با آرامش و دقت روایت می کند و حال و هوایی مشابه مهاجر دارد. اما وصل نیکان که از معدود فیلم هایی است که به دوران حملة موشکی به تهران می پردازد، در مقایسه با مهاجر برای حاتمی کیا چند پله سقوط محسوب می شود.

1371

شکوه کرخه

حاتمی کیا با از کرخه تا راین به موفقیت مهمی دست می یابد؛ لحن ملودراماتیک و سوزناک اثر، موجب جلب نظر توأمان منتقدان و مخاطبان می شود

. در همین سال، فیلم های متفاوتی مثل بازی بزرگان (کامبوزیا پرتوی)، بر بال فرشتگان (جواد شمقدری) و سایه های هجوم (احمد امینی) نیز ساخته می شوند.

1372

یک سال آرام

جنگ نفت کش ها روایت خاص بزرگ نیا از جنگ است که مطابق با دلمشغولی هایش روی دریا می گذرد

. حماسه مجنون هم بهترین فیلم دوران حرفه ای شورجه است، در آن نوع شکل مطلوبی که برای پرداخت داستان های جنگی می پسندد. حاتمی کیا با خاکستر سبز موقتا از جنگ خودمان صرف نظر می کند و به سراغ جنگ بوسنی می رود.

از

1373 تا 1383

فیلم های خوب و تنها

اگرچه استقبال مخاطبان از فیلم های جنگی به تدریج کاهش پیدا می کند و انبوهی فیلم تکراری و فاقد ابتکار ساخته می شود، اما نمونه های شاخص و متفاوت، همچنان استقبال مخاطب را برمی انگیزند

:

احمد رضا درویش با ساختن کیمیا به موفقیت می رسد و از آن پس، روش روایتی دوپاره و رمانتیک خود را در قالب آثار بعدی اش پی می گیرد

. سرزمین خورشید، متولد ماه مهر و دوئل با وجود همة تفاوت هایشان، پی رنگ های مشترکی با کیمیا دارند. با ساخته شدن برج مینو توسط حاتمی کیا و سفر به چزابه توسط ملاقلی پور باب روایت های تو در تو و رفت و برگشت های زمانی و تداخل های حال و گذشته گشوده می شود و به تدریج، غلبة این لحن بیانی را در بسیاری از فیلم های جنگی می بینیم. خود ملاقلی پور در آثار بعدی اش ( هیوا و مزرعة پدری) به تکرار همان فرم بیانی دست می زند.تبریزی با ساختن لیلی با من است به موفقیت بزرگی دست پیدا می کند و عرصه ای را تجربه می کند که کمتر کسی احتمال می داد بتوان واردش شد و به نتیجه رسید: کمدی جنگی.حاتمی کیا با آژانس شیشه ای موفقیت غیرمنتظره ای به دست می آورد و نمونة تأثیرگذاری از کنکاش در عواقب اجتماعی جنگ را عرضه می کند که بسیار با استقبال روبه رو می شود.

امروز

آن ها که می آیند

سینمای جنگ، دچار همان معضلاتی است که کلیت سینمای ایران را در بر گرفته

. بعضی ها اعتقاد دارند باید برای رونق گرفتن دوبارة سینمای جنگ، از آن حمایت های ویژه به عمل آورد . سینماگران مهم این ژانر هم اغلب سرخورده و بی حوصله اند. حاتمی کیا پس از تولید فیلم ناموفق موج مرده اعلام کرد که دیگر فیلم جنگی نخواهد ساخت. اما امسال بار دیگر یک فیلم جنگی (البته متناسب با حال و احوال این روزهای خودش) تولید کرده. ملاقلی پور آن قدر از عواقب تولید مزرعة پدری خشمگین بود که اعلام کرد اصلا دیگر فیلم نمی سازد، چه جنگی و چه غیرجنگی! اما این روزها دوباره سرش به کار گرم است. کمال تبریزی مدتی است فیلم جنگی نساخته و عزیزالله حمید نژاد هم فیلم آخرش غیرجنگی بود. درویش هم انرژی اش را به اندازة چندین فیلم، صرف تولید و نمایش دوئل کرده و فعلا پروژه ای در دست ندارد.این روزها پیشنهاد های متفاوت و متنوعی برای رونق گیری دوبارة سینمای دفاع مقدس ارائه می شود. اما شاید بهتر باشد پیش کسوت هایی که خسته شده اند، کنار بکشند و صحنه را به جوان هایی واگذار کنند که دوست دارند وارد این عرصه شوند تا این بار، داستان هایی را روایت کنند که نسل قبل ترجیح داده کنار بگذارد، و جوری روایت کنند که متفاوت باشد با آن چه کهنه کارها روایت کرده اند.