دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

- قسمت دوم - سوالاتی در باره نياز به ازدواج در سنين مدرسه
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱۸   کلمات کلیدی:

قسمت دوم

ـ به بابام بگین من زن میخوام ـ

در قسمت قبل فقط به طرح موضوع پرداختم ، در این قسمت راه حل ها و جواب هایی که فکر میکنم بتونه (در صورت بوجود آمدن بستر های فرهنگی - مردمی ) به حل این مشکل تا حدودی کمک کنه را نوشتم .

در رسیدن به راه کار های پیشنهادی نباید از یاد ببریم که جوان و نوجوان این عصر  از لحاظ زمان رشد و بلوغ جنسی و عاطفی و احساسی به علت گسترش آگاهی و رسانه های ارتباطی و شرایط اجتماعی  زود تر به بلوغ میرسد .

بنابر این فکر اینکه ( ولش کن خودش خوب میشه ) را بکلی فراموش کنین چون این پاک کردن صورت مسئله است و نیاز جنسی و عاطفی جوان های ما هنوز باقی است و در صورت پاسخ ندادن به این نیاز شاهد اتلاف دوران جوانی برای پاسخ گویی مقطعی و غیر واقعی به این نیاز خواهیم بود . همان قرار های در راه مدرسه و متلک گویی دختر و پسر های دبیرستانی و نوجوان در راه مدرسه و ....

نظر شما خیلی برام مهمه و به من در  دستیابی به پاسخی مناسب کمک میکنه .

 

جواب هایی که من بهشون رسیدم اینها بود . 

اول اینکه : مسلما ازدواج کامل با شرایط و اقتضائات خودش مناسب جوان های ما نیست . چون اولا اونا هنوز مسئولیت پذیر نشدن و دوم اینکه هنوز به درآمد پایداری دست پیدا نکردن و سوم اینکه هنوز از لحاظ تصمیم گیری برای آینده شون  آمادگی ندارن و با ازدواج با تعریفی جامعه از اون داره _ با تمام تشریفات و آداب و رسوم تشکیل زندگی _ ممکنه در آینده هردو شون پشیمون بشن .بنابر این یک ازدواج کامل فقط مناسب سنین بالاتره .

دوم اینکه ارتباط دوستانه و خارج از چهارچوب خانواده و شرع برای مدت کوتاهی نیز مناسب حال اونا نیست . چون اولا این شکل همین امروز در کشور های زیادی امتحان شده و نتایج ناوطلوبی داشته . از جمله اینکه جوان ها چون هیچ تعهدی به هم ندارن عملا درصد کمی از این روابط به ازدواج می انجامه واکثر اونا بعد از مدتی از هم خسته میشن و با یکی دیگه دوست میشن و این وضع اونقدر ادامه پیدا میکنه و عادی میشه که دیگه میزان ازدواج به صورت خیلی کمی در میاد . وبجاش کار و بار قرصای ضد بارداری و.... سکه میشه و ثانیا از لحاظ روحی وروانی نیز باعث آشفتگی و از همگسیختی اجتماعی میشه . در مورد نتایج مخرب این نوع فراوان گفته اند که میتونین در موردش مطالعاتی داشته باشین . از گیدنز تا خیلیای دیگه .

اما  راه حل پیشنهادی من اینه که تلفیقی از این دوتا صورت بگیره . یعنی مزایای هر کدوم را با هم تلفیق کنیم .

1-      اینکه بچه ها از طرف خانواده هاشون حمایت اقتصادی بشن .

2-      ازدواج به صورت کامل و رایج صورت نمیگیره و بیشتر به صورت رفت و آمد های دوستانه و ایجاد روابط عاطفی باشه  نه همراه با روابط جنسی که تعهد زا باشه . 

3-      تحت نظارت خانواده ها باشه و به قصد ایجاد ارتباط برای ازدواج نه برای طی کردن این دوران .

4-      به لحاظ شرعی ازدواجی که در اون روابط جنسی نباشه تعهد آور نیست و همچنین به لحاظ روانشناختی نیز بیشتر نیاز بچه ها در  این سن نیز عاطفی است نه جنسی .

نتیجه میشه همون روابط دوستانه دختر و پسر   ولی  اولا کاملا شرعی  دوما تحت نظارت خانواده سوما بدون روابط جنسی  و چهارما به صورت دوران مقدماتی ازدواج باشد نه به صورت اینکه هر روز با یک دختر یا یک پسر باشند .

البته شکی نیست که فرهنگ جامعه باید پذیرش این وضعیت را داشته باشه در غیر این صورت جامعه در بحث ازدواج دچار بی هنجاری و آشفتگی میشه .

در حال حاضر چیزی شبیه به این در بین بعضی از خانواده ها اجرا میشه و بچه ها / عمدتا دانشجوها/ برای مدت 4-3 سال فقط به صورت عقد با هم رفت و آمد دارن و با هم عشقولانه میکنن البته با نظارت خانواده هاشون . در این مدت هم خانواده ها کمک مالی بهشون میکنن .

شاید جوابم نا پختگی های زیادی داشته باشه . امیدوارم شما اونا را به من

 یاد آوری کنین .

یا علی