دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

من و تو : انبار علوم بی حاصل ؟
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٧   کلمات کلیدی:

سلام

تا حالا فکر کردین درس هایی که در دوره راهنمایی ـ دبیرستان ـ و بعضا دانشگاه خوندین امروز به چه درد تون میخورن ؟

چه توانایی به شما دادند؟ در زندگیتون چه نیازی را ازتون رفع کردن ؟ در زندگی اجتماعی و در صحنه واقعی روابط انسانی چه کمکی به شما میکنن ؟

شاید هنوز پژوهش شایسته ای در این مورد صورت نگرفته باشه که محتوای دروس در مقاطع مختلف تحصیلی تا چه اندازه برای یادگیرندگان مفید بوده و کارایی داشته اند .

اما من در مورد خودم میتونم این بررسی را انجام بدم . شما هم همینطور 

من فکر میکنم خواندن یا نخواند جدول مندلیف شیمی هیچ نیازی از امروز من را برآورده نمیکنه

 فرمول های سینوس ریاضی اصلا به یادم نمونده و اوزان سخت عروض و قافیه برام بی معنی شده باشن

پس چه فایده ای داشته مدرسه ای با این حجم مطالب درسی که امروز برای من هیچ کاربردی ندارند . باید میخوندمشون چون باید در امتحانات پاس میشدند . باید تا پای کنکور دانشگاه نگهشون میداشتم و بعد از قبولی...... هورااااااااااااااااااااااااااااا . همشون شیفت و دیلیت شدن

اینکه در دوران مدرسه دانش آموزان باید چه درس هایی با چه حجم از مطلب و با محتوایی بخونن

همش بر میگرده به اینکه 

 سیاست گذاران آموزشی چه هدفی را برای یادگیری این دروس در نظر گرفتن

خیلی کوتاه اینکه فلسفه یادگیری ریاضی برای دانش آموز دبستانی چه باشه و چه نباشه

همینطور مقاطع دیگه با دروس دیگه

اینکه آیا باید دانش آموز در مدرسه اجتماعی شود و با قواعد و هنجار های اجتماعی آشنا شود تا در آینده زندگی اش با آنها دچار مشکل نشود . اینکه حرفه ای در سطح مقدماتی بیاموزد 

یا اینکه فرمول ثقیل فیزیک حفظ کند و روش انتگرال گیری را بلد باشد . بدون در نظر گرفتن این نکته که ممکن است او پس از پایان دوران تحصیلش به بازار کار آزاد روی بیاورد 

یعنی به جای اینکه نوجوان ما اجتماعی شود تبدیل شود به یک انبار بزرگ از مقدمات علوم گوناگون 

مثلا من همیشه از خودم میپرسیدم چه نیازی هست که من که میخواستم در دانشگاه

جامعه شناسی بخوانم آنهمه تاریخ ادبیات حفظ کنم . یا شمایی که میخواستی کامپیوتر بخوانی آنهمه شیمی و زیست بخوانی

بهر حال در ساختار اجتماعی وظیفه اجتماعی کردن و آموزش بر عهده نهاد های آموزشی گذاشته شده و به نظر من ما باید به چیز های دیگری بپردازیم که برای آتیه اجتماعیمان نیاز داریم . نیاز داریم تا نا هنجاری های اجتماعی را کمتر کنیم و....

نیاز داریم تا نوجوانمان حد اقل با یک حرفه کاری آشنا شده باشد تا بعد از پایان تحصیلش

حداقل های یک حرفه را بداند

مثلا چه ایرادی داشت من بجای آنهمه فیزیک کمی از اصول برق یا مکانیک را یاد میگرفتم . بالاخره حتی اگر وارد دانشگاه هم میشدم یک حرفه ای بلد بودم

بهر حال من فکر میکنم ساختار آموزشی ما باید کمی خانه تکانی کند