دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

شادی روح جنبش دانشجویی ... صلوات
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳٠   کلمات کلیدی: انجمن اسلامی دانشجویان ،تحکیم وحدت ،جنبش دانشجویی ،دانشگاه امیر کبیر

 

 پیش نویس

اول : سلام ........ مدتی بود که به علت برگزاری ٢ همایش همزمان تقریبا وقت استراحت و نوشتن نداشتم . به همین دلیل به روز کردن وبلاگ به تاخیر افتاد . هرچند مطالب برای برای روز دانشجو و عید غدیر توی ذهنم جمع شده بود ولی فرصت نمیشد .عذر تقصیردارم .

دوم : برای روز دانشجو میخواستم مطلبی بنویسم در باره جنبش دانشجویی و نوع انتظار انقلابون از آن در قبل و بعد از انقلاب و اینکه هویت و جوهره جنبش دگر گون شده و این به صلاح جنبش دانشجویی نیست.

سوم : بنا به دلایلی که گفتن نگین ، نوشته نشد . در عوض ٢مقاله از خودم و رفیق شفیقم احمد مهرشاد درباره وضعیت انجمن اسلامی و تحکیم وحدت و کالبد شکافی آن براتون میذارم که میتونید توی قسمت ادامه ب خونید .

چهارم : خیز و جامه نیلی کن،روزگارماتم شد ... دورعاشقان آمد، نوبت محرم شد

نزدیک ایام محرم میشیم .التماس دعا داریم.

 

..........................................................

 

 

کدام انجمن اسلامی و تحکیم کدام وحدت ؟؟؟

 

  

 

در این نوشته قصد دارم درد دل کنم و گذشته انجمن اسلامی دانشجویان را باخودشان درمیان بگذارم .

شاید برای کالبد شکافی انجمنی دانشجویی که هویتی اسلامی برای خودش قایل بود و در روزگار هجوم به دینداری و دینداران ،  تنها گروه دانشجویی بود که علم اسلام را در دانشگاه بلند نگه داشته و مایه امید و دلگرمی همه شده بود لازم باشد فرازها و فرودهایش را مرور کنیم . از شهادت هایش در دادگاههای جوربگوییم تا برسیم به تغییر ایدئولوژ‍یها وتفرقه های امروزینش. باید اول از اسلامش بگوییم تا برسیم به مارکسیست شدن یا لیبرال شدن امروزش .

سخن از انجمن اسلامی دانشجویان است ، ومن برای واکاوی تاریخش تو را با سوال و جواب روبرو میکنم .

آیا منظور همان دفتر انجمن اسلامی دانشجویان است ، که زمانی کعبه آمال جوانان دانشجوی متعهد واهل فکر بود .

  آیا منظور همان انجمنی است که سالها از طلایه داران مبارزه با بی دینی و الحاد ، بی عفتی و ولنگاری ، بی تفاوتی و وطن فروشی و در راس همه اینها مبارزه با رژیم شاهنشاهی بود .

  آیا سخن از انجمنی است که در داخل وخارج کشور همیشه زبانزد مبارزین واقعی پوچ گرایی و مارکسیسم و بی دینی بود . انجمنی که آنقدر در مبارزه و روشنگری و حفظ هویت دینی مصمم و راسخ  بود که هر کجا راهش را میبستند ،بیکار نمینشست و در جای دیگری به فعالیت می پرداخت .

  انجمنی که نه تنها درداخل ایران به روشنگری میپرداخت ، بلکه به ایجاد شعباتی برای دانشجویان خارج از کشور همت گماشت تا برای مسلمان و با ایمان ماندن آنها و تعمیق پایه های دینی دانشجویان و معرفی اسلام به جهانیان  از چیزی فروگذاری نکرده باشد .

در خاطرات یکی از موسسین و اولین اعضای فعال انجمن اسلامی می خواندم که در رابطه با علت تاسیس انجمن گفته بود :

<< ما در دوره ای دانشجو شدیم که از دوگروه فشار بر بچه های مسلمان وارد میشد.

گروه اول دانشجویانی بودند که جذب تفکرات مارکسیستی شده بودند

و به لحاظ تعداد در دانشگاه حرف اول را میزدند . با داستان و فرضیات مارکسیستی و دو سه تا کلمه قلمبه سلمبه توانسته بودند خودشان را در همه جا نفوذ بدهند . در دانشکده ها و خوابگاه ها جمع هایی تشکیل میدادند و اسلام را زیر سوال میبردند و آن را ساخته دست سرمایه داران معرفی میکردند. تمام تلاششان این بود که دانشجویان ناآگاه ولی ستم کشیده را جذب شعار های زیبا و ظاهر فریبشان کنند و چه بسیار بچه مسلمان هایی که اسلام کنار گذاشتند و در دامن حزب توده و کمونیست ها افتادند .

گروه دوم دانشجویانی بودند که با حمایت رژیم به فساد و عیاشی و ترویج روابط نزدیک دختر و پسر در دانشگاه می پرداختند و مدیران دانشگاه هم به اینها میدان میدادند . و در این میان تو میماندی و این دو گروه که هرروز در کلاس و خوابگاه با آنها روبرو میشدی و شاهد توهین و زیر سوال بردن مبانی اسلام و جذب یکی از دوستانت به یکی از دو گروه میشدی ،  وچاره ای  نداشتی جز آنکه یا به سمت آنها گرایش پیدا کنی ، یا اینکه بر چسب امل ، متحجر ، مرتجع و خرده بورژوا وسیل توهین ها وتهمت ها را تحمل کنی و از جرگه دین داران باشی .

در این فضا بود که به فکرمان رسید که ما نیز جمعی برای بچه هایی که دغدغه حفظ  ایمانشان را دارند و میخواهند ازاسلام دفاع کنند ، درست کنیم .

چون حداقل  در جمع خودمان غریب نبودیم و میتوانستیم از هم دفاع کنیم .

در جمع هایمان به تفسیر قرآن و نهج البلاغه و پاسخ به شبهات مارکسیست ها می پرداختیم و به تعمیق پایه های اعتقادیمان در برابر هجوم بی بند و باری دخترها و پسرهای دانشجو روی آوردیم . بر این اساس انجمن اسلامی دانشجویان تاسیس شد . این فکر در بین دانشجویان مسلمان داخل کشور گسترش یافت و کم کم دایره آن به دانشجویان مقیم  خارج از ایران نیز رسید و بعدها فعالیت های مبارزاتی در کنار حضرت امام نیز به آن اضافه شد .>>

جالب است بدانید بسیاری از سخنرانی های استاد مطهری و دکتر شریعتی و شهید مفتح و بسیاری از بزرگان در جمع بچه های انجمن اسلامی بوده است . نشست هایی که دغدغه تشکیلشان حفظ ایمان جمعی و پاسخ گویی به شبهات گروه های ضد دینی بود . چه بسیار جلسات اخلاق اسلامی که در پی همراه شدن اخلاق با مبارزه و سیاست بود و انسان آرمانی اش ، مبارزی آگاه و با اخلاق بود . چمران ، نیک نژادی و بسیاری از شهدای قبل و بعد از انقلاب از بچه های انجمن اسلامی بودن و به فعالیت در آن افتخار میکردند .

همه اینها را مقایسه اش کنید با انجمن اسلامی امروز .

از دفتر انجمن اسلامی دانشجویان چه مانده است جز نامی که لقب اسلامی بودن را یدک میکشد . گواه صادقم گفتار و رفتار سالهای اخیر بچه های انجمن است . از خود بچه های انجمن میپرسم و وجدان آنها را به قضاوت میکشم که در چند سال اخیر کدام جلسه را برای تعمیق پایه های فکری اعضایتان گذاشته اید . چقدر مسلمان ماندن آنها وعمل به دستورات دین  برایتان اهمیت داشته ؟  آیا بچه های مسلمان بیشتر نزد شما ارج و  قرب داشته اند یا برعکس ،  هر کسی که بوی   مخالفت با دین از او به مشام میرسید ؟  چقدر از فضای بی تفاوتی و ولنگاری در دانشگاه ها ناراحت شده برای بهبود آن تلاش نموده اید؟

به صراحت میگویم وبر گفته هایم دلیل می آورم که از انجمن اسلامی و آنهمه سابقه مبارزه و دین داری چیزی نمانده جز هوچی گری و پوچی ومحمل  دوستی دختر و پسر و علافی و بین خودمان باشد ، تازگی ها تفکرات پوسیده مارکسیستی .

از انجمن چیزی نمانده جز پوستینی وارونه که لقب اسلامی بودن را یدک میکشد . و باور کنید هیچ یک از بچه هایی که دغدغه حفظ ایمان دارند ، هیچگاه در مخیله شان ورود به انجمن را مجاز نمیدانند .

سرنوشت مجموعه ای که از اهداف و آرمانهایش انصراف داده باشد جز این نیست . بگذارید راحت بگویم ،  انجمن از اهداف و ایده آل هایش دور شده و بازی خورده است . ابزاری در دست عده ای ورشکسته سیاسی که نه دین سرشان میشود و نه شرف و مردانگی .

  و در دوره ای که مردان این سرزمین برای حفظ شرف واستقلال  این ملت میجنگیدند آنها در خیابان های لاس وگاس درلس انجلس آروق سگی میزدند ، وامروز آمده اند وشعار آزادی از همه چیز میدهند .

  خدا نکند که انجمن هم مانند سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژی داده باشد و از اسلام به سمت مارکسسیم و پوچی گرایش پیدا کرده باشد . کاش حافظه تاریخی و چشم عبرت بینمان خوب کار کند و به خاطر آوریم که سازمان مجاهدین خلق نیز با دغدغه مبارزات اسلامی تشکیل شد و موسسانش صمدیه لباف و شریف واقفی و دیگرانی بودند که اسلام را روش زندگی میدانستند . ولی جانشینانشان کسانی شدند چون تقی شهرام که به بهانه اینکه اسلام دین مبارزه نیست و تنها مارکسیسم است که علم مبارزه است ، به تغییر ایدئولوژی و تصفیه سازمانی و قتل بچه های مسلمان درون سازمان دست زدند .

  نمی دانم تا چه حد گفته ام صحیح است ولی دوست دارم هشدار و انذاری باشد برای بچه های انجمن اسلامی که ، هنوز سازمان مجاهدین دیروز و منافقین و مزدوران بازیچه های دست آمریکا و اسراییل امروز ، در برابر آیینه تاریخ و عبرت ما قرار دارند .

کدام دانشجوی مسلمان و کدام انجمن اسلامی ؟

هنوز موج اعتراضات به توهین به پیامبر و ائمه اطهار که از حلقوم انجمن خارج شد فروکش نکرده است . زیر سوال بردن عصمت و علم امامت جز  از پای درس محسن کدیور و سروش و یوسفی اشکوری که شبهات پوسیده تاریخی را غبار گیری میکنند از کجا نشات میگیرد .

بچه های انجمن اسلامی امیرکبیر و حتی دانشگاه خودمان فریادشان برآمد که لوگوی نشریات انجمن را دزدیده اند و به نام ما مطلب زده اند .

بگذریم از این رشته که سر دراز دارد و حکایت خود زنی های گذشته را تداعی میکند و مرا به یاد ضرب المثل : کی بود ، کی بود، من نبودم انداخت . ای کاش به جای داد و بی داد غیر واقعی ،  سر سوزنی  ابراز تاسفی یا آه حسرتی از توهین به مقدسات اسلامی و پیامبر رحمت میکردید.

کاش جلسه ای میگذاشتید و برای رفع این توهین ها و در رد این  شبهات کوششی مینمودید .

  آه از اسلام که تکیه اش بر کدام دانشجوی مسلمان است . و آه از لقب دانشجو که نه در طلب دانش است و نه قدرت و ارزش آن را میداند .

کاش بچه های انجمن به اصلشان رجوع کنند .

کاش بازیچه دست سیاست گران بی دین و ایمان  که جز چپاول این ملت و از بین بردن شرافت و غیرت ما چیزی نمیخواهند ، قرار نگیرند .

  کاش به روزگاری برگردند که سبک و سیاق و عیار فعالیت های دانشجویی را انجمن اسلامی نشان میداد.

کاش محملی باشد برای دختران و پسرانی که سربلندی این آب و خاک و گسترش اسلام را آرزو دارند و کاش اسلامی باشد " انجمن اسلامی " .

کاش من هم عضو انجمن اسلامی میشدم و کاش ....

کلمه انجمن را به تنهایی به کار نمیبرم و بر اسلامی بودنش تاکید می ورزم ،برای آنکه انجمن بدون اسلام و ریشه های عمیق فکر دینی میشود ،همان "سازمان مجاهدین خلق "  .

 

بغض های کال من ، چرا چنین ؟

گریه های لال من ، چرا چنین؟

جزر ومد یال آبی ام چه شد ؟

اهتزاز بال من ، چرا چنین؟

در گذشته ، سرگذشتم این نبود

حال ، شرح حال من چرا چنین ؟

نسل اعتراض انقراض یافت

حیف شد ، زوال من چرا چنین ؟

  سلام خدا ودرود او بر محمد  ،خاتم رسولان الهی و خاندان پاکش

و بر همه ره روان طریق حقیقت

......................................

    در ضمن این مقاله در بعضی سایت ها منتشر شده . لینکشونو میذارم :

  http://www.rajanews.com/News/?11236

 

http://www.mobarezin.com/index.php?dir=news & id=2450

 

http://www.autbasij.org/view.php?newscode=966

 

نوشته دوم تحت عنوان کالبد شکافی یک جنبش را در قسمت    ادامه مطلب  زیر حتما بخونین .