دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

جدال سیاست زدگی و عرصه عمومی جامعه
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٧   کلمات کلیدی: ناتوی فرهنگی ،فرهنگ سازی ،سیاست زدگی ،رضاامیرخانی

مظلومیت فرهنگ  

 

جدال سیاست زدگی وعرصه عمومی جامعه

( نگاهی جامعه شناختی  به سیاست زدگی ابعاد زندگی اجتماعی )

فرهنگ مادر سیاست است.

 مضحک است تصویر فرزندی که سعی می‌کند مادرش را بزاید .

تاحالا شده توی جمع دوستان یا آدم های غریبه حرفی بزنید که بوی نقد بده و احساس کنین که انگار کم کم داره یه برچسب نچسب بهتون میخوره .... طرف چپیه . طرف راستیه . طرف ضد انقلابه  .... فرقی هم نمیکنه توی سالهای عمر کدوم دولت باشه . این یعنی  سنجیدن    آدم ها با معیارهای سیاسی . یعنی قبل ازاینکه حرفت را بشنوند و به محتوای آن فکرکنند ، اول دنبال خط و ربط  سیاسی تو میگردند .

همه اینها یعنی سیاست زدگی . یعنی غلبه سیاست بر سایر عرصه های حیاتی انسان و عدم توجه لازم به   فرهنگ ، خانواده ، جوانان ، سلامت عمومی ، اقتصاد ، آموزش ، علم و حتی نیازهای معنوی واخلاقی جامعه .

اگر دنبال ریشه یابی این امر باشیم ، ناچاریم به سالهای اول انقلاب برگردیم .   شرایط پس از انقلاب در همه جای دنیا ، دوران التهاب و رواج تب سیاست و تحلیل سیاسی است و جامعه ما هم از این قاعده مستثنی نبود . ایران پس از انقلاب جامعه ای بود که تازه از فضای مسدود سیاسی و فرهنگی عبور کرده بود واز گوشه گوشه آن گروهها و دسته جات متعددی رشد کردند با مرام ها وایدئولوژی های متفاوت و گاه متضاد . به این شرایط اضافه کنید بحران های فراوانی که ضد انقلاب در آن سالها بوجود آورده بود و پس از آن تحمیل جنگ بر جامعه ای که هنوز بنیان های اساسی اش را بازیابی نکرده و بلافاصله بعد از آن محاصره اقتصادی .

همه این شرایط کافی بود تا نقل محافل مردمی و حرف روز مسئولین ، تحلیل سیاست داخلی و خارجی باشد و ابعاد دیگر زندگی جامعه به فضای سیاسی کشور گره بخورد و سایه سنگین سیاست برهمه چیز غلبه کند .

حتی عرصه خصوصی زندگی مردم هم از این فضا بی نصیب نماند . مباحثه سیاسی در خانواده ها رونق گرفت . پدر و پسر رودرروی هم قرار گرفتند   و حتی بخشی از سوالات خواستگاری را سیاست و خط و ربط سیاسی بخود اختصاص داد .

حاصل رشد گفتمان سیاسی در جامعه و اولویت یافتن آن بر سایر جنبه ها ، مغفول ماندن سایر ابعاد وجودی و حیاتی افراد جامعه شد و موکول شدن این نیازها به فرداها ی نامعلوم و نهایتا بوجود آمدن ناهنجاری های گسترده در هر یک از این حوزه ها .

 به این شرایط  وجود تهاجم فرهنگی را هم اضافه کنید که به این نابسامانی ها دامن زد و جهت داد و ذائقه سازی نمود.

افسارگسیختگی حاکم بر فرهنگ ازدواج کشور و افزایش سن ازدواج  و وجود انبوه جوانان در سن ازدواج و گسترش روابط آزاد دختر و پسر که حاصل رها شدن فرهنگ عمومی و عدم ساماندهی و فرهنگ سازی در عرصه روابط اجتماعی و خانوادگی بود .

  نبود فرهنگ شادی و نشاط   و نابسامانی و هرج و مرج در این حوزه ضروری و گسترش فرهنگ شادی های وارداتی ، که حاصل عدم رسیدگی به مسایل جوانان و جدی نگرفتن این نیاز بود .

  رشد عرفان گرایی های نوین  که حاصل عدم پرداختن به اخلاق و معنویت   بود . توضیح آنکه ، رشد این جریان به رویکرد سی سال گذشته متولیان دینی جامعه برمیگردد که  بجای پرداختن متوازن به همه ابعاد دین ، فقط بر جنبه های سیاسی دین اصرار ورزیدند و از جنبه های اخلاقی و معنوی دین که  نتیجه آن آرامش روحی و روانی جامعه بود غفلت نمودند . نگاهی به وضعیت  نمازجمعه های کشور و تریبون های رسمی دینی دراین سی سال و تبدیل شدنشان به تریبونی سیاسی _ مذهبی  گویای همین  مطلب است . حاصل انکه عرفان های سرخپوستی و شرقی و بودایی و حلقه های ذکر و ورد و صوفی گری رشد یافت تا پاسخ گوی این نیاز روحی جامعه شود. افزایش تیراژ کتابهای اوشو و کوئیلو  و آنتونی رابینز و دنخوان نشانگر همین مطلب است .

اینها نمونه هایی از غلبه سیاست بر فرهنگ بود . مقصود این نوشتار آسیب شناسی و واکاوی شرایط موجود فرهنگی جامعه بود که متاسفانه تاثیرات آن هنوز نیز دامنگیر مان است .

نکته مهمی   که در پایان لازم میدانم متذکر شوم اینست که در صورت عدم پاسخ دهی صحیح به نیازهای افراد جامعه ، کم کم جایگزین هایی برای آن پیدا میشود که نیاز آنی جامعه را رفع میکند ولی اثرات مخرب و دامنه داری را برجا میگذارد .

جمله ابتدای متن از رضا امیرخانی نقل قول شده بود