دل نگرانی های یک خرده جامعه شناس

لطفا این وبلاگ را با نرم افزار Mozilla مشاهده بفرمایید. درغیر اینصورت صفحات کامل باز نمیشوند.

من قمه میزنم ... پس هستم ؟
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٠   کلمات کلیدی: عاشورا ،عزاداری ،شیعه ،قمه زنی

 

 

من قمه میزنم  پس هستم ؟

این عزاداری های نامشروع  

 

اول :   شور به پا میکند خون تو در هر مقام 

 

 

         پیر غلام تو کیست ؟ عشق علیه السلام

 

 

دوم  :  بازم محرم شد و مردم دارن آماده میشن تا عشقشونو به کسی نشون بدن که بیش از ۱۳۰۰ سال پیش از این دنیا رخت بربسته . ولی عیار این آدم از یه جنس دیگست . از جنس مردانگی و آزاد مردیه . از جنس حیات به شرط شرفه نه زندگی به هر قیمتی . از جنس فدا کردن جان و زندگی برای باز نگه داشتن راه حق گرایی . بازماندن دروازه پاکی وعشق به خدا

 

 

سوم  : و بذل مهجته فیک، لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیرته الضلاله

 

 

چهارم  :   در زیارت اربعین امام حسین(علیه السلام) خطاب به حضرت حق  می‌گوییم:        (حسین بن علی جان و خون خود را در راه تو داد. تا بندگان تو را از جهل و سرگردانی و ظلالت و گمراهی، برهاند)

 

 

پنجم  :  این همه عشق بازی با امام عشق حسین ابن علی ستودنیه . چرا که عشق به خوبیهاست و پاکی ها . عشق به مردانگی و غیرته . عشق به بهترین مردمان تاریخ بشریته . 

ششم  : این سالها سبک و سیاق عزاداری های ما کمی با سنت عزاداری متفاوت شده . حتما شما هم دیدید یا شنیدید این سبک ها و مدل های من درآوردی عزاداری را . مداحی به سبک شعر خونه مادر بزرگه یا سبک شعر خونی بابا برقی . و از همه تاسف آور تر رواج مجدد قمه زنی.

 

 

هفتم  : میشه به این موضوع  دو جور نگاه کرد .

اول : داد فتوا عاشقان را سر شکستن جایز است  

      چوب محمل شاهد این ابتکار زینب است .

 یعنی اینکه بذارید مردم عشقشونو بکنن . با امامشون حال کنن . هر جوری که خواستن عشق بازی کنن .باید قمه زد به تبعیت از حضرت زینب

 

نگاه دوم اینه که عشق مثل آبه و عاشق مثل تشنه . اگه تشنه عقل و فهمش را بکار نگیره ممکنه آب نجس یا لجن بخوره و تشنگیش را با اون سیراب کنه . توی عشق اون قمه زنها یا سینه زنها به امام هدایت هیچ شکی نیست ولی با این روش جز به همان آب لجن نمیرسیم و با اون خودمونو سیراب میکنیم

 

 

هشتم : و بذل مهجته فیک، لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیرته الضلاله

 

 

شاید باید بازم یش خودمون مرور کنیم که چرا او شهادت را برگزید و اسارت را و شکنجه را ؟ باید بازم به فلسفه عزاداریمون برای مردی فکر کنیم که بیش از ۱۳۰۰ سال پیش جان داده. اینکه برای چه کسی با چه مرامی عزا دار میشویم . و او چرا شهادتی را به جان خرید ؟

 

 

امام جان خودش و بچه هاشو فدا نکرد تا من و تو امروز با نامش حال کنیم . او به عزاداری من وتو احتیاجی نداره که اگه اینطور باشه او در راه حقیری جان داده

 

 

و مگه  نه اینه که ما عزای او را برپامیکنیم تا نامش را زنده کنیم . و نگذاریم توی روزمرگی های تاریخ انسانیت فراموش بشه و نامش تابلویی باشه برای هر کس که به مردانگی و شرافت فکر میکنه . و وای به حال من و تویی که به رسم او شمر زمانه مان را نشناخته ایم و بر او نشوریده ایم

 

نهم  : مسلما شیوه هایی مثل قمه زنی در روزگار ما خنجری است که به کمر اسلام و مسلمین میزنه . نه از روی عمد که از روی جو گرفتگی و افه گذاری انجام میشه و مسلما در اون شور بدون شعور موج میزنه . شور و علاقه ای که در پشتش هیچ شعوری وجود نداره و میشه همون آب لجن آلود

 

 

دهم :  چرا فریاد وا اسلاما ... از قم و نجف بلند نمیشه . چرا صدای مراجع را در نفی این سنت غیر دینی نمیشنویم . که گاه حتی به تایید هم سحن رانی میکنند . راستی کجاست میرزای شیرازی که با یک فتوا بساط انگلیس را در این مملکت بهم ریخت . ( امروز استعمال توتون وتنباکو در حکم جنگ با امام زمان است ) . راستی اگر چنین فتوایی امروز درباره قمه زنی و عزاداری های نامشروع داده بشه بازم کسی پی این روال میره ؟

 

 

امروز عزاداری های نامشروع در حکم تحریف قیام عاشورا و جنگ با امام زمان است

 

 

..........................

 

 

کتاب حماسه حسینی اثر مرحوم مطهری و آذرخش کربلا اثر آقای مصباح را  بخونین شاید جوابای سوالاتونو اونجا بتونین پیدا کنین 

 

 

خیز و جامه نیلی کن . روزگار ماتم شد 

 

 

 دور عاشقان آمد .   نوبت محرم شد

 

 

 

 

 

 

 


 
من و تو زير آوار بم .......
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٥   کلمات کلیدی:

بم لرزید و دل مردم ایران را لرزاند

چهار سال گذشت ولی حتی امروز هم که به آن اتفاق غریب فکر میکنیم دلمان میلرزد . اشکمان جاری میشود و چقدر دلم میخواهد زار بزنم برایشان .

خودت را یک لحظه بگذار جایشان . به چشم بر هم زدنی هفتاد هزار نفر ماندند زیر آوار . شب خوابیدند به امید فردا و صبح ....

از خانواده ای چهل نفره پنج نفر ماند و من و تو چه میدانیم غم و غربت و غم از دست دادن بهترین هایت یعنی چه .

خدایا آیا این نشانه قدرتت بود یا عذاب ؟ نمیدانم .

 فقط خودت صبرمان ده که تو همانی که فردا از آن توست .

اذا زلزلت الارض زلزالها